تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٣ - سورة الفلق
سوره گفتند كدامست يا رسول اللَّه فرمود معوذتين، و نيز عقبه نقلكرده كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمن گفت اى عقبه ترا تعليم دو سوره كنم كه آن افضل قرآنند يا از افضل قرآن؟ گفتم بلى يا رسول اللَّه پس آن حضرت معوذتين را تعليم من داد و فرمود
ما يعوذ المتعوذون بمثل المعوذتين
بعد از آن آن را در نماز صبح قرائت كرد و مرا گفت اين را در محل برخاستن و خسبيدن ميخوان، و أبو عبيده حذاء از أبو جعفر عليه السّلام روايت كرده كه هر كه در نماز وتر معوذتين و قل هو اللَّه احد بخواند او را گويند
يا عبد اللَّه أبشر فقد قبل اللَّه و ترك
اى بنده خدا بشارت باد ترا كه حق سبحانه نماز وتر ترا قبول فرمود.
و بدانكه چون حق سبحانه ذم اعداى رسول نمود در سوره تبت كه مشركان بودند و بعد از آن ذكر توحيد كرد در سوره اخلاص در عقب آن رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را امر فرمود باستعاذه از شر مشركان حاسد و ساحر و ساير فسقه جن و انس، و در سبب نزول اين دو سوره آوردهاند كه كودكى از يهود بخدمت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشغول بود و دختران لبيد بن اعصم يهودى از آن كودك بمبالغه بسيار از مشاطه رأس آن حضرت دندانهاى چند از مشطه وى بستدند و بنام آن حضرت بر رسنى سحر كرده در پوست طلع خرما نهادند و در چاه زوران بزير سنگ پنهان كردند، و آن حضرت بسبب اين بيمار گشت جبرئيل سيد انام را از اين خبر داد آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام و زبير و عمار را امر فرمود تا آب آن چاه را بكشيدند و سنگ را برداشتند و آن پوست را از زير آن بيرون آوردند يازده گره بر آن موى زده بودند حق سبحانه معوذتين را فرستاد كه يازده آيه است جبرئيل قرائت مى- فرمود بهر آيتى عقده از آن رسن گشاده ميشد. و در روايت ديگر آمده كه لبيد بن اعصم بموى سر آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سحر كرد آن را در چاه بنى زريق پنهان كرد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اينجهت بيمار شد و حق سبحانه دو فرشته را فرستاده نزد آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و وى در خواب بود يكى بر بالين او بنشست و ديگرى بر پائين پاى او و او را از اين خبر دادند، و آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام را بفرستاد و آن را بيرون آورد و جبرئيل عليه السّلام معوذتين را بر او خواند و آن سحر باطل شد و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله خفّتى يافت هم چنان كه كسى از بند گران خلاص شود جبرئيل عليه السّلام ميگفت
بسم اللَّه ارقيك من شر كل شيء يؤذيك من حاسد و عين و اللَّه تعالى يشفيك
و اين روايت منقولست از عايشه و ابن عباس و شبههاى نيست در عدم معقوليت اين قول زيرا كه اگر مسحور باشد عقل او مختل باشد و حق سبحانه انكار مسحوريت آن حضرت كرده در كريمه وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا و ليكن ممكنست كه صورت اين قضيه بهمين وجه بوده باشد كه لبيد يا دختران او در اين امر جد و جهد كرده باشند و اثرى بر آن فعل مترتب