تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٣ - سوره الليل(٩٢) آيات ١ تا ٩
گفت من و امير المؤمنين در غزوه عشيره در خواب بوديم در جايى كه درختان بسيار نشانده بودند و خاك بسيار داشت بخدا سوگند كه ما را هيچكس بيدار نساخت مگر حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه پاى مبارك خود را بر ما زد و ما را بيدار گردانيد و بجهت بسيارى گرد و خاك اعضاى ما خاك آلوده شده بود آن حضرت فرمود كه
أ لا اخبر كما باشقى الناس رجلين
شما را خبر كنم بدو مردى كه بدبخت ترين مردمانند گفتم
بلى يا رسول اللَّه قال حمير ثمود الذى عقر الناقة و الذى يضربك يا على على هذه و وضع يده على قرنه حتى تبل منها هذه و اخذ بلحية
يكى سرخك قبيله ثمود است كه ناقه صالح را پى كرد و ديگر آن كسيست كه تيغ زند بر اين موضع تو اى على و اشاره فرمود بر فرق او تا آنكه تر سازد از خون اين موضع را و لحيه مبارك او بگرفت، و در روايت ثابت شده كه قدار اشقر موى بود و ازرق چشم و كوتاه بالا و ملتزق الخلق لعنة اللَّه عليه و على اتباعه.
سورة الليل
مكيست و بيست و يك آيت است باتفاق علماء و ابى بن كعب از رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه اين سوره را بخواند حق سبحانه باو چندان عطا كرامت فرمايد كه بيحساب باشد و بآن خرسند و راضى شود و او را از عسر و تنگى عافيت دهد و جميع امور دنيوى و اخروى او را سهل و آسان گرداند، و بروايت ديگر مهمات دارين را از براى او كفايت كند و او را با صلحاء و شهداء حشر فرمايد.
و ببايد دانست كه چون حق سبحانه در سوره سابق بيان حال مؤمنان و كافران نمود در اين سوره نيز بمثل آن افتتاح كرد و مؤكد ساخت آن را بقسم بر طريق مذكور و فرمود كه:
(١)-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ اللَّيْلِ سوگند بشب إِذا يَغْشى چون بپوشد آفتاب را يا روشنى روز را يا جميع عالم را بظلمت خود كقوله وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها و يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ و غاسِقٍ إِذا وَقَبَ.
(٢)- وَ النَّهارِ و سوگند بروز إِذا تَجَلَّى چون آشكار گردد بزوال ظلمت شب يا متبين و منكشف شود بطلوع آفتاب، و چون وجود ليل و نهار از اعظم نعم الهىاند زيرا كه اگر عالم هميشه متصف بظلام ميبود بندگان را طلب معاش ممكن نمىبود و اگر پيوسته مضيء