تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٧ - سوره النبإ(٧٨) آيات ١٠ تا ١٩
حقا سيعلم الكفار عاقبة تكذيبهم، و حقا سيعلم المؤمنون عاقبة تصديقهم، پس حق سبحانه تعداد نعم خود مينمايد بر ايشان بدانچه معاينه ميبينند از عجايب صنع خود كه دالست بر كمال قدرت او تا تنبيه ايشان باشد بر وجه استدلال بر صدقيت آنچه در او اختلاف ميكنند و ميفرمايد كه:
(٦)- أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ آيا نساختهايم زمين را مِهاداً فرش گسترده تا قرارگاه شما باشد. [١] (٧)- وَ الْجِبالَ و نگردانيديم كوهها را أَوْتاداً ميخهاى زمين تا بدانها استوار شود و متحرك و متزلزل نشود مانند مثقله كه بر كنار بساط نهند تا باد آن را از جاى نبرد و بر ندارد و اگر متحرك بودى بر وى قرار ممكن نبودى و منافع از وى بظهور نرسيدى.
(٨)- وَ خَلَقْناكُمْ و آيا نيافريدهايم شما را أَزْواجاً جفت جفت يعني نر و ماده تا مستأنس شويد بيكديگر و نسل شما باقى ماند يا شما را انواع مختلفه آفريديم سياه و سفيد و سرخ و زرد دراز و كوتاه و خوب و زشت و هر يكى را زبانى ديگر و لهجهاى ديگر كقوله تعالى وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ.
(٩)- وَ جَعَلْنا و گردانيديم نَوْمَكُمْ خواب شما را سُباتاً آن چيزى كه بآن قطع حس و حركت شود تا قواى حيوانيه استراحت يابند و بدان آسايش نمايند و ماندگى ايشان كه از تعب و رنج حاصل شده باشد زايل شود، و بدانكه سبات از سبت مشتق است بمعنى قطع يقال سبت أنفهاى قطع، و روز شنبه را سبت ميگويند بسبب آنكه حق سبحانه در آن روز قطع عمل نمود چه يكشنبه ابتدا بآفريدن عالم نموده روز شنبه قطع آن فرمود. و گويند كه سبات بمعنى راحت و دعتست يعنى خواب را سبب استراحت شما گردانيديم.
(١٠)-
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ و ساختهايم شب را لِباساً پوششى كه بظلمت خود همه چيزها را بپوشاند تا هر كه از شما اراده اختفاء داشته بظلمت آن مستتر شود از عيون مردمان مانند كسى كه از عدو گريزد يا خواهد كه تبعيت كند بجهت ظفر يافتن بر او يا پنهان دارد آنچه اراده اخفاء داشته باشد، و گويند معنى آنست كه شبرا وقت لباس شما گردانيديم تا در شب خود را بجامه بپوشيد در
[١] لفظ مهاد بكسر ميم گاه جمع است و گاه مفرد در صورت اول پس مفرد آن مهد است چون سهم و سهام و اين مهد بمعنى گهواره و هر موضعيست كه براى كودك هموار و مهيا سازند و در صورت دوم بمعنى بستر و بساط و فرش آمده كه يكى از معانى ديگر مهد نيز همين است. در كتب لغت مينويسند: (المهد و المهاد الفراش) و جمع مهاد بدين معنى بر (مهد) آمده چون كتاب و كتب و گاه بر (مهدة) چون سلاح و اسلحه جمع مهد بدين معنى بر مهود آمده مثل فلس و فلوس و پوشيده نماند كه لفظ مهاد در اين آيه شريفه مفرد و بمعنى فراش است چنانچه در سوره بقره فرموده الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً.