تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٢ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ٢٠ تا ٣١
شما در طاعت و خيرات و مرضات واهب العطيات مَشْكُوراً پسنديده و جزاء داده شده بر آن تسميه جزاء بشكر بر سبيل مجاز است فكان افعال ايشان بر آن جزاء سپاسدارى كرده و شكر- گذارى آن را به تقديم رسانيده، آيه دليلست بر آنكه جزاء بر عمل خواهد بود و مبطل قول مجبره كه جزاء بر عمل نيست، بعد از آن بر سبيل منت و تذكير نعمت خطاب بحضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميكند كه:
(٢٣)- إِنَّا نَحْنُ بدرستى كه كه ما نَزَّلْنا فرو فرستاديم عَلَيْكَ الْقُرْآنَ بر تو قرآن را تَنْزِيلًا فرو فرستادنى بتدريج سورهاى بعد از سوره و آيتى بعد از آيتى تا بر تو دشوار نباشد حفظ آن و فهم معني آن كقوله وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ تكرير ضمير متكلم بجهت مزيد اختصاص تنزيلست باو تا متقرر شود در نفس نفيس حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله كه تنزيل آن بر طريق تدريج محض حكمت و صوابست كانه قال ما نزل عليك القرآن تنزيلا مفرقا منجما إلا انا لا غيري و قد عرفتني حكيما فاعلا لكل ما افعله بدواعي الحكمة.
(٢٤)- فَاصْبِرْ پس صبر كن لِحُكْمِ رَبِّكَ مر حكم پروردگار خود را بتاخير نصرت تو بر كفار و تعويق هلاكت معاندان تو چه حكمت و مصلحت مقتضى اينست وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ و فرمان مبر از ايشان آثِماً گناهكارى را كه ترا باثم خواند چون عتبه كه متحمل انواع فسوق و مآثم است و بسبب اين ترا ميگويد كه از دعوت خود باز ايست تا دختر خود را بتو دهم أَوْ كَفُوراً يا نسپاسى كه ترا بكفر دعوت كند چون وليد مغيره كه در كفر غاليست و ترا بجهت آن ميگويد كه بدين ما رجوع كن تا ترا توانگر سازم، مراد آنست كه بجهت قلت صبر بر تأذى و تحمل مشاق اطاعت كسى مكن كه ترا بر معاصى دارد و كسى كه ترا بر كفر ترغيب كند، ايراد لفظ أَوْ بدون و او بجهت دلالتست بر آنكه هر يك از إثم و كفر مخصوص است در استحقاق عصيان و مشتغل بآن و اگر و لا تطعهما مىگفت مشعر بود بر جواز اطاعت احدهما و ترتب نهى بر وصفين مشعر است بآنكه نهى مخصوص باين هر دوست و دال بر آنكه مطاوعت در اثم و كفر منهى عنه است و مطاوعت در غير آن غيره محظور است.
(٢٥)- وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ و ياد كن نام پروردگار خود را بُكْرَةً وَ أَصِيلًا در هر صبح و شام يعنى پيوسته بذكر او مشغول باش و بتبليغ رسالت اشتغال نماى [١].
[١] جمعى از مفسرين بر آنند كه مراد از وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ نماز است و مراد از بُكْرَةً نماز بامداد و مراد از أَصِيلًا نماز ظهر و عصر و مراد از وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ نماز مغرب و عشاء است چه لفظ اصيل گاهى اطلاق ميشود بر ما بعد زوال (بعد از ظهر) پس شامل ميشود وقت نماز ظهر و نماز عصر را و گروهى ديگر بر آنند كه مراد از و اذكر اسم ربك مطلق ذكر پروردگار است نه خصوص نماز و معنى بكرة