روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٨٩ - دو اعراض
علّامه طباطبايى؛، هنگامى كه پيامبر (ص) اختلاف مراحل ايمان مردم در خصوص مسئله انفاق را ملاحظه نمود- كه يكى اصلًا انفاق نمىكند و ديگرى انفاقِ همراه با منّت مىكند و سومى خالصانه انجام مىدهد-، در دل شريف خود، احساس ناراحتى و اندوه نمود. لذا خداى تعالى در اين آيه، با نفى استناد هدايت افراد به وى، خاطر شريف او را تسليت مىدهد و مىفرمايد: همه مربوط و مستند به خداى تعالى است. اوست كه هر كس را بخواهد هدايت مىفرمايد و بعضى را به كلّى محروم مىسازد. نه ايجاد ايمان در دلها به عهده توست، و نه حفظ آن، تا هر وقت ببينى كه در پارهاى از مردم محفوظ مانده و در بعضى ضعيف شده، اندوهناك شوى![١]
ايشان در ادامه به عنوان شاهد بر اينكه آيه مورد بحث، تسليت خاطر پيامبر (ص) است، تحت قانونى كلّى مىفرمايد:
هر جا در قرآن در مسئله ايمان استنادش به رسول خدا (ص) را نفى مىكند، همه به منظور دلخوش ساختن آن جناب است.[٢]
آرى! اين يك اصل است كه هدايت و گمراهى افراد به دست خداست و اوست كه بر پايه عزّت و حكمت خويش، هر كس را بخواهد گمراه و هر كس را بخواهد هدايت مىكند.[٣] توجّه به اين اصل، موجب خواهد شد آنگاه كه مردم از پذيرش هدايت سر باز زنند، شخص هدايتگر خود را ملامت نكند و اين را از كوتاهى در وظيفه خود نداند؛ چون مىداند كه او مأموريتش را انجام داده است، امّا اينكه نتيجه چه خواهد شد، به اراده خدا بستگى دارد.
دو. اعراض
روىگردانى مردم از پذيرش دعوت پيامبر (ص)، امرى سنگين و ناگوار براى پيامبر (ص) بود.[٤] همچنان كه مسئله توجّهدهى به وظيفه تبليغى پيامبر (ص) عاملى براى
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٢، ص ٦١٠.
[٢]. همان، ج ٢، ص ٦١١.
[٣].( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)( سوره ابراهيم، آيه ٤).
[٤].( وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ)( سوره انعام، آيه ٣٥).