روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٤٧ - سه استهزاء
دلجويى از پيامبر (ص) در برابر استهزاى كافران پرداختهاند. قرآن كريم گاه از تمسخر سران كفرپيشه قوم حضرت نوح (ع) آن گاه كه به ساخت كشتى مشغول بود، خبر مىدهد،[١] گاه به استهزاى نماز و عبادت حضرت شعيب (ع) از طرف قومش[٢] و درخواست استهزاگونه آنان مبنى بر فرو ريختن قطعات آسمان بر سرشان اشاره مىكند[٣] و زمانى از ريشخند زدن فرعون و پيروانش نسبت به معجزات موسى كليم (ع) سخن به ميان مىآوَرَد.[٤] يادآورى هر يك از اين داستانها خود شيوهاى است براى جلب توجه پيامبر (ص) به عموميت داشتن اين صفت زشت در ميان تمامىِ اهل باطل در طول تاريخ و در نتيجه، گرفتار نشدن در دام احساس تنهايى.
اندوه پيامبر (ص) افزون بر آن كه از تمسخر شخص ايشان به وجود مىآمد، به خاطر استهزاى عذابهاى الهى نيز بوده است. لذا در اين باره هم اين گونه به وى دلدارى داده شده است كه اگر دشمنانت عذاب قيامت را مسخره مىكنند و آن را جدّى نمىگيرند، ناراحت نباش؛ چرا كه پيش از تو نيز پيامبرانى آمدند و اقوامشان را از مجازات الهى بر حذر داشتند، در حالى كه دشمنانشان، آنها را به باد استهزا گرفتند. امّا سرانجام همان مجازاتهايى را كه مسخره مىكردند، بر آنها نازل شد.
(وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ.[٥]
و پيش از تو پيامبرانى به استهزا گرفته شدند. پس آنچه را ريشخند مىكردند، گريبانگير ريشخندكنندگان ايشان گرديد).
در اين آيه- كه در دو جاى قرآن هم تكرار شده است-، مطلب ياد شده با «لام» قسم و حرف «قد» بر سر فعل «استهزىء» مورد تأكيد واقع شده است.[٦] شبيه
[١].( وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ)( سوره هود، آيه ٣٨).
[٢].( قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ)( سوره هود، آيه ٨٧). استفهام در جمله« أصلوتك» به انگيزه استهزا و تمسخر در كلام آنان بوده است( ر. ك: الكشاف، ج ٢، ص ٤١٩).
[٣].( فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ)( سوره شعرا، آيه ١٨٧).
[٤].( وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَقالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِنا إِذا هُمْ مِنْها يَضْحَكُونَ)( سوره زخرف، آيه ٤٦ و ٤٧). نيز، ر. ك: سوره زخرف، آيه ٥٢.
[٥]. سوره انعام، آيه ١٠؛ سوره انبيا، آيه ٤١.
[٦]. التحرير و التنوير، ج ٦، ص ٢٨.