روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٧٧ - پنج هجرت
در اين آيه- كه پس از بيان عكس العمل افراد بى ايمان در برابر شنيدن آيات قرآن بيان شده است-،[١] علاوه بر يادآورى دروغپردازى امّتهاى گذشته براى دلدارى و آرامش بيشتر پيامبر، توجّه او را به مقدار قدرت و امكانات و شوكت كفّار قريش در مقابل برخوردارى از مال و نعمتهاى امّتهاى گذشته جلب نموده است. كلمه «مِعشار» به معناى يك دهم است.[٢] بعضى آن را به معناى «عشر عشر» يعنى يك صدم گرفتهاند[٣] و برخى نيز يك هزارم،[٤] يعنى امكانات قريش يك دهم يا يك صدم يا يك هزارم امكانات اقوام پيشين هم نيست.[٥] بدين صورت، خداوند متعال در اين آيه شريف، قلب پيامبر گرامىاش را هم با بيان تكذيب ديگر اقوام و هم با مقايسه امكانات بين دشمنان او و دشمنان انبياى پيش از او و در نهايت با تهديد مشركان تكذيبگر به وسيله جمله (فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ؛ [آرى] آنها رسولان مرا تكذيب كردند. پس چگونه باشد مجازات من [نسبت به آنها]؟)، آرامشى فوقالعاده بخشيده است.
فرق اين آيه با آيات پيشين، اين است كه در آيات پيشين، يا ميان سختىها مقايسه شد و يا ميان جايگاه افراد مبتلا به سختى؛ امّا در اين آيه و آيه بعد، مقايسه و سنجش ميان امكانات و توان دشمنان يا همان ايجادكنندگان سختى صورت گرفته است. البته نتيجه همه آنها كوچكسازى مشكل و تحمّلپذير كردن آن است.
پنج. هجرت
هجرت پيامبر اعظم (ص) از مكّه به مدينه- كه در سال سيزدهم بعثت انجام گرفت-، يكى از رخدادهاى مهمّ تاريخ اسلام و زندگى پيامبر (ص) است. پس از آن كه كافران
[١].( وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ وَ قالُوا ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ)( سوره سبأ، آيه ٤٣).
[٢]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٦، ص ٥٨٥.
[٣]. ر. ك: تفسير نمونه، ج ١٨، ص ١٣٢.
[٤]. أطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ١٠، ص ٥٧٦.
[٥]. البته برخى احتمال دادهاند كه منظور، يك دهم دلايل و براهينى است كه براى كفّار قريش بيان نموده است؛ يعنى اقوام قبلى را در اثر تكذيب با كمى دلايل به هلاكت افكنديم؛ پس كفّار قريش را نيز به طريق اولى با اين همه دلايل و آياتِ قرآنى معجزهآسا، به هلاكت خواهيم افكند( ر. ك: انوار درخشان، ج ١٣، ص ٢٤٥؛ بيان السعادة فى مقامات العبادة، ج ١٢، ص ٩٠).