روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٧٤ - ١ تقويت«استعانتى»
حيث كه استعانت، خود نوعى از طلب كردن و دعا نمودن است،[١] بيشتر خواهد شد؛ چرا كه دعا و نيايش در درگاه خداوند به عنوان يكى از راههاى ارتباطى عالم مادّه با ملكوت، با همه خواصّى كه دارد، يك خاصيّت ويژه و ممتاز، براى دعا كننده دارد، و آن اين است كه او را در سايه اتصال به بىنيازِ مطلق و منبع قدرت، بر تحمّل سختىها قادر مىسازد. بنا بر اين، استعانت از خداى سبحان، هم از حيث ايجاد ارتباط و پيوند نيروى فرد به قدرت نامتناهى الهى، موجب تقويت است و هم از حيث متعلّق و موضوع طلب كه همان كمك و يارى است. اين، خاصيتى است كه در دعاهاى مشابه نيز جارى است. مثلًا شخصى كه از درگاه خداى متعال مىخواهد كه توفيق صبر و بردبارى بر ناخوشايندها را به او ارزانى نمايد و نيروى شكيبايىاش را افزايش دهد يا نصرت و يارى او را طلب مىكند و يا ثبات قدم و استقامت در برابر مشكلات را خواستار باشد، علاوه بر توانى كه از صِرف روى آوردن به خدا و ايجاد چنين ارتباطى برايش حاصل مىشود، ثمره استجابت دعايش نيز او را در تحمّل سختىها يارى مىرساند. با اين حساب، دعا و نيايش از دو جهت، توان انسان را در تحمّل سختى افزايش مىدهد: يك بار به لحاظ حصول ارتباط با منبع قدرت و يك بار به لحاظ رسيدن به درخواستش مبنى بر توفيق صبر و استقامت، يا اعانت و يارى الهى.
در باره جهت اوّل مىتوان به آياتى كه دعاى پيامبران و مؤمنان به هنگام گرفتارى و سختى را نقل كردهاند، اشاره نمود. دعاهايى مانند: دعاى ايّوب (ع) به هنگام بيمارى و گرفتارى،[٢] دعاى شعيب (ع) پس از آن كه از طرف قومش به تبعيد و اخراج تهديد شد،[٣] دعاى لوط (ع) به هنگام گرفتارى در شرّ منحرفان قومش،[٤]
[١]. كلمه« استعانت» مصدر باب استفعال از ماده« عون» به معناى يارى و پشتيبانى است( الصحاح، ج ٦، ص ٢١٦٨). معناى باب استفعال نيز در بيشتر موارد، كاربرد طلب و درخواست است. پس استعانت به معناى طلب يارى و كمكخواهى است.
[٢].( وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ)( سوره انبيا، آيه ٨٣)؛( وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ)( سوره ص، آيه ٤١).
[٣]. قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ)( سوره اعراف، آيه ٨٨ و ٨٩).
[٤].( رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ)( سوره شعرا، آيه ١٧٠)؛ قالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ)( سوره عنكبوت، آيه ٣٠).