روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٨٥ - ٣ تقويت«اعتمادى»
نمودهاند.[١] به هر حال، انقطاع كامل به سوى خدا داشتن، يعنى توجّه خالصانه به او هم با قلب و روح، و هم با اشاره اعضا و جوارح كه در ركوع، سجود و قنوت، نمود پيدا مىكند، از اعمالى است كه جايگاه قلب را براى نزول كلام الهى، آماده مىكند.
٣. تقويت «اعتمادى»
مراد از اين روش، توكّل نمودن بر خداى سبحان در موقعيتهاى دشوار زندگى است. در اين روش، شخصى كه در موقعيتى ناخوشايند قرار گرفته است، خداوند متعال را وكيل خود قرار مىدهد و تنها بر او اعتماد مىكند و از اين طريق بر توان خويش مىافزايد. همانگونه كه در عالم ماديات اگر كسى بخواهد چيز سنگينى را به دوش بگيرد، يا آن را به طرف خود بكشد، يا سر پا كند، لازم است كه قبلًا پاى خود را در زمين و جايى كه لغزشگاه نباشد، قرار دهد تا از لغزش احتمالى در امان باشد، در امور معنوى نيز هنگام بروز فشار روانى، در صورت داشتن تكيهگاهى محكم، از خطرات و آسيبهاى آن در امان خواهد ماند.
كسى كه به تكيهگاه محكم و منبع قدرت، اتكال مىكند، قدرت او را به قدرت خود پيوند مىزند. از اين رو، بر توان خود مىافزايد و احساس اقتدار مىكند. همچنين با اعتماد به منبع قدرت، انسان، تحت حمايت و حفاظت صاحب قدرت قرار مىگيرد و همين امر، موجب تقويت روحى و روانى وى مىگردد. بنا بر اين مىتوان اعتماد و تكيه كردن بر يك منبع مطمئن قدرت را- كه در ادبيات دين، از آن به عنوان «توكّل»[٢] ياد مىشود-، از عوامل بسيار مهم در افزايش مقاومت در برابر سختىها دانست.[٣]
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٢٠، ص ١٠٢. براى مشاهده روايات، ر. ك: الكافى، ج ٢، ص ٣٤٨؛ البرهان فى تفسير القرآن، ج ٥، ص ٥١٧.
[٢].« توكّل»، بر وزن« تفعُّل»، از ريشه« وكل» برگرفته شده است كه بر اعتماد كردن به ديگرى در كارى دلالت مىكند. پس توكّل، به معناى ابراز ناتوانى در كار و اعتماد كردن به ديگرى است و شخص، از آن رو« وكيل» ناميده مىشود كه كار به او واگذار مىگردد. البته اگر به« لام» متعدّى شود، به معناى پذيرش وكالت خواهد بود( دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٧، ص ٣٤١؛ معارف و معاريف: دائرة المعارف جامع اسلامى، ج ٢، ص ٥٥٦).
[٣]. رضايت از زندگى، ص ٣١٨.