روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٢٨ - يك ولايت
بود؛ و ديگرى براى جامعه اسلامى كه همان برچيده شدن فتنه و يكپارچه شدن دين خداست. براى تشويق آنان به اين امر نيز بر آگاه بودن خدا نسبت به اعمال و رفتارشان تأكيد شده است؛ ولى در صورتى كه آنان بخواهند به دشمنى و كردار ناشايست خود ادامه دهند، دچار شكست و هلاكتى خواهند شد كه بر پايه سنّت الهى[١] در طول تاريخ به سراغشان مىآيد. اين پيامدى بود كه با انتخاب جنگ و ستيز و روگردانى از پيشنهاد دست برداشتن از مخالفت، خود گرفتار آن مىشوند؛ امّا ممكن بود با اين عملِ مشركان، يعنى تصميم بر ادامه جنگ، مسلمانان دچار يأس و نااميدى شوند و از مبارزه با دشمنان كنارهگيرى كنند. از اين رو، خداوند متعال در آخرين آيه مورد بحث، با عبارت «فاعلموا (بدانيد)» توجّه ايشان را به اين مطلب جلب نموده است كه آنان تحت ولايت الهى هستند و يارىِ خداوندى كه هم خوب سرپرستى است و هم خوب ياورى، شامل حالشان خواهد بود. پس ديگر جا ندارد در برابر تصميم كافران، احساس ضعف و نااميدى به خود راه دهند.
از ديگر آيات مرتبط با اين بحث، آيه يازده سوره محمد (ص) است:
(ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ.[٢]
اين [نصرت مؤمنان و هلاكت و سوء عاقبت كفّار] براى آن است كه خداوند، سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند؛ امّا كافران، سرپرستى ندارند!).
در اين آيه، دليل نصرت و سعادت مؤمنان، و در مقابل، نابودى و سوء عاقبت كافران- كه در آيات قبل از آن آمده است-، اين مسئله دانسته شده است كه مولاى مؤمنان، خداى تعالى است، در حالى كه كافران، هيچ مولا و سرپرستى ندارند. ولايت داشتن از سوى خدا براى مؤمنان، عاملى براى افزايش توانمندى آنان در موقعيتهاى ناخوشايند خواهد بود. همچنان كه مولا نداشتن دشمنان، عاملى است براى تضعيف روحيه آنان كه در «تقويتهاى تضعيفى» به آن اشاره مىگردد.
[١]. سنّت خداوند در باره گذشتگان اين بوده است كه همواره مؤمنان را يارى و دشمنان دين را دچار ذلّت و بدبختى كرده است( ترجمه مجمع البيان، ج ١٠، ص ٢١٧).
[٢]. سوره محمد، آيه ١١.