روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٧٤ - يك مكر
بسنده بودن خداى تعالى در دو آيه بعد از آيه فوق، دوباره با همان تعبير «حسبك الله» خطاب به پيامبر خدا (ص) تكرار شده است:
(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.[١]
اى پيامبر! خداوند و مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند، براى حمايت تو كافى است).
در آيه پيش، كفايت الهى در برابر نيرنگ دشمنان را به پيامبر (ص) يادآورى مىنمود، و به عبارتى، جهت كفايت پروردگار، مراقبت از شرّ خدعهگران بود؛[٢] امّا در اين آيه، بدون در نظر داشتن جنبهاى خاص، بر كفايت همهجانبه و كافى بودن خدا در تمامى امور، تأكيد شده است.[٣] هر چند با توجّه به آنچه در آيه بعد، از تشويق مؤمنان براى شركت در جهاد آمده است، ممكن است كفايت را مربوط به جنگ بدانيم. يعنى در صورتى كه پيامبر خدا (ص) تنها هم باشد و كسى در امر جنگ، او را يارى نكند، باز به دليل كافى بودن خدا براى وى جاى نگرانى نخواهد بود و او بى نياز از كمك و يارى ديگران است. نقلى هم كه در برخى تفاسير در باره شأن نزول آيه وارد شده، مىتواند مؤيّد اين مطلب باشد؛ چه اين كه گفته شده آيه فوق هنگامى نازل شد كه طائفه يهودِ «بنى قريظه» و «بنى نضير» به پيامبر (ص) گفتند: ما حاضريم تسليم تو شويم و از تو پيروى كنيم و تو را يارى خواهيم كرد. لذا آيه بالا نازل شد و به پيامبر (ص) هشدار داد كه به آنها اعتماد و تكيه نكند؛ بلكه تكيهگاه خود را تنها خدا و مؤمنان قرار دهد.[٤] امّا در عين حال، عموميت لفظ آيه به قوّت خود باقى است و همين امر براى رسيدن به اين نتيجه كه توجّه به بسنده بودن خدا در افزايش توان انسان در تحمّل سختىها مؤثّر خواهد بود، كفايت مىكند.
لازم به يادآورى است كه براى به دست آمدن چنين نتيجهاى يا بايد عبارت «من اتبعك ...» در آيه فوق را عطف بر «كاف» خطاب در «حسبك» بدانيم[٥] تا آيه، اين
[١]. سوره انفال، آيه ٦٤.
[٢]. التحرير و التنوير، ج ٩، ص ١٥٠.
[٣]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ٥، ص ١٥٢.
[٤]. همان، ج ٥، ص ١٥٢؛ به نقل از تفسير نمونه، ج ٧، ص ٢٣٤.
[٥]. تسنيم، ج ١٤، ص ٣٦٤.