روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٠٩ - ٣ تقويت«مقابلهاى»
اگر يادآورى نصرت الهى به وسيله فرشتگان در جنگ بدر موجب تقويت رزمندگان در زمان بعد يعنى هنگام جنگ احُد و بعد از آن شده است، خودِ اين نصرت در جنگ بدر از امدادهاى الهى و از منابع تقويتى بوده است كه از آن با تعبير نصرت ياد شده است. برخى از اين موارد در تقويت «خدا- امدادى» در بخش روشهاى «خدا- تقويتى» خواهد آمد.
٣. تقويت «مقابلهاى»
مراد از اين روش، «مقابله به مثل» نمودن با دشمن است. مقابله به مثل، رفتارى است همسان در پاسخ به رفتار ديگرى.[١] در اين روش، فردى كه به خاطر زيان ديدن از ناحيه دشمن، تحت فشار روانى قرار گرفته است، با رفتارى شبيه به آنان، از شدت فشار روانى مىكاهد و توان خويش را براى مديريت بهتر موقعيت پيشآمده، افزايش مىدهد.
هنگامى كه از طرف دشمن ضربه مىبينيم، غير از سختىهاى مادّى به لحاظ روانى هم دچار فشار روانى مىشويم؛ چرا كه ضربه زدن دشمن موجب خوشحالى و بُرد اوست و از سوى ديگر، ضربه خوردنِ ما موجب ناراحتى و شكست ما. طبيعتاً در چنين موقعيتى كه ضربات دشمن يكجانبه است، تابآورى در برابر فشار روانىِ اين ضربات، بسيار دشوار خواهد بود؛ امّا هنگامى كه اين معادله يكجانبه با مقابله به مثل، طرفينى و دوجانبه شود، يعنى ما هم مثل دشمن ضربه بزنيم، آن گاه خوشحالى و بُرد ما از ضربه زدن، آن ناراحتى ضربه ديدن را خنثا مىكند. از اين رو، تجويز مقابله به مثل و بروز چنين رفتارى، البته با رعايت محدوده و شرايط آن، از عوامل كاهش فشار روانى و موجب افزايش سطح تابآورى در برابر سختىهايى است كه از جانب دشمن براى انسان به وجود مىآيد. منظور از محدوده و شرايط، يكى رعايت عدالت و همسانى در رفتار است، و ديگرى منافات نداشتن با عموماتى چون: حرمت تهمت، قذف، غيبت، ريختن آبرو و ... است. به عبارت ديگر، تقابل به مثل، اصلى است مطلق كه با موارد يادشده تقييد مىشود.[٢]
[١]. فرهنگ فارسى معين، واژه مقابله.
[٢]. تسنيم، ج ٩، ص ٦٤٨.