روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢١٠ - ٣ تقويت«مقابلهاى»
با توجّه به اين مطالب، اين گونه نتيجهگيرى مىكنيم كه مقابله به مثل، با قطع نظر از جايگاه فقهى و اخلاقى آن، به تناسب مورد و كيفيت استفاده از آن، داراى كاركرد روانى متفاوتى خواهد بود. گاه اثر آن، مثبت و موجب افزايش توان روانى است و گاه داراى پيامد منفى است و خود، از عوامل تشديد فشار روانى به شمار مىرود. مقابله به مثل، زمانى داراى كاركرد مثبت است كه با در نظر داشتن عمومات، همراه با رعايت عدالت و همسانى در رفتار صورت بگيرد. اثر چنين رفتارى- كه خود از واكنشهاى صحيح و خردمندانهاى است كه مىتواند در پى زيانرسانى دشمنان از انسان سر بزند-، مديريت و كنترل صحيح موقعيت ناخوشايند است. البته اگر به قصد نهى از منكر و آگاه نمودن افراد بر خطاى خويش باشد، علاوه بر كاركرد روانى مثبت، از فضايل اخلاقى نيز به شمار مىرود؛ ولى هنگامى كه اين رفتار، تنها به قصد انتقامجويى و خارج از حدّ اعتدال انجام شود، نه تنها در شمار رذايل اخلاقى است، بلكه داراى اثر روانى منفى نيز خواهد بود؛ چرا كه چنين برخوردى از واكنشهاى غير منطقى و ناصحيحى به شمار مىرود كه اثر آن جز افزايش فشار روانى و شدّت يافتن تنيدگى، چيز ديگرى نخواهد بود؛ و چه بسا موجب تشديد دشمنىها و جرىتر شدن آنان نيز مىگردد.
از اين رو، كاربرد روش مقابله به مثل، در همه جا و هر موقعيت فشارزايى، سفارش نمىشود؛ بلكه طبق آنچه از قرآن قابل برداشت است، هنگامى كه ضرر و زيان و ضربات دشمن جمعى است و پيامد آن، خُسران ديگران يا اسلام را در پى دارد (مانند مبارزه نظامى و تعدّى و تجاوز به مسلمانان)، مقابله به مثل، نه تنها جايز، بلكه يك تكليف شرعى است و انجامش ضرورى خواهد بود: (فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ.[١] زمانى كه ضرر و زيان تنها متوجّه شخص انسان است و پيامدى براى ديگران ندارد (مانند جنگهاى روانى كه در قالب استهزاء و تمسخر و اعراض و ... صورت مىگيرد)، هرچند مقابله به مثل ضرورتى ندارد، امّا باز هم به عنوان يك حق و در آخرين مرحله پس از صبر و بردبارى و برخورد
[١].( پس هر كس بر شما تعدّى كرد، همان گونه كه بر شما تعدّى كرده، بر او تعدّى كنيد)( سوره بقره، آيه ١٩٤). نيز، ر. ك: سوره توبه، آيه ١٢ و ٣٦؛ سوره انفال، آيه ٥٧.