روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٩٩ - دو اشتراط خواست خدا
تحقّق آن، تلاش بىمورد انجام دهيم و زحمت دوچندان متحمل شويم؛ چرا كه هيچ چيزى در خارج رُخ نخواهد داد مگر با خواست و اراده خدا. بنا بر اين، توجّه پيامبر (ص) به اين حقيقت كه اگر خدا مىخواست و صلاح مىديد، مىتوانست از آغاز آفرينش، همه را با گرايش به خويش و آيين حق الهى خلق فرمايد، و اين از قدرت او خارج نيست، موجب خواهد شد كه هدايت نشدن برخى افراد را دليلى بر هدر رفتن زحمات خويش نداند؛ بلكه آن را از باب عدم تعلّق مشيت خدا ارزيابى نمايد؛ به اين كه حتماً خدا مصلحت نديده است كه آنها هدايت شوند. آياتى كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد، همين مسئله را با تعابير گوناگون بيان فرمودهاند.
در آيه ٩٩ سوره يونس، اين مطلب كه ايمان همه اهل زمين به خواست او بستگى دارد، با حرف «لام»، كلمه «كل» و كلمه «جميع» مورد تأكيد واقع شده است:
(وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً.[١]
اگر مشيت خدا تعلّق مىگرفت، تمام كسانى كه روى زمين هستند، همگى ايمان مىآوردند).
مسلّماً خدا چنين قدرتى دارد، ولى ايمانى كه از طريق اجبار و الزام تحقّق يابد، ارزش چندانى ندارد؛ بلكه اراده خداوند بر اين تعلّق گرفته است كه نوع انسان را به اين افتخار نائل كند كه «مختار» باشد و راه تكامل را با پاى خويش بپيمايد. لذا در پايان آيه، در قالب استفهام انكارى، خطاب به پيامبر (ص) مىفرمايد:
(أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ.[٢]
آيا تو مىخواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟!).
از اين آيه فهميده مىشود كه پيامبر خدا به شدت خواهان ايمان آوردن مردم بود و آنچنان در اين كار اصرار داشت كه مىخواست اگر قدرت داشته باشد، حتى از روى اجبار هم كه شده، مردم را وادار كند كه به خدا ايمان بياورند؛[٣] اما چون خدا چنين چيزى را نخواسته، او نيز نبايد چنين توقّعى داشته باشد.[٤] در چند جاى ديگر
[١]. سوره يونس، آيه ٩٩.
[٢]. سوره يونس، آيه ٩٩.
[٣]. تفسير كوثر، ج ٥، ص ١٥٠.
[٤]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٠، ص ١٨٧.