روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٠٠ - دو اشتراط خواست خدا
نيز هدايت اجبارى همه مردم با تعابيرى چون: (وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها)،[١] فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ)[٢] لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً)[٣] بيان شده است.
همان طور كه در آيات يادشده، فرض تعلق قدرت الهى بر ايمان همه افراد بيان شده بود، در گروهى از آيات،[٤] وحدت امت از نظر ايمان و قبول حق، متعلّق مشيت و قدرت او قرار گرفته است. آيه (وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ ...)،[٥] از آن جمله است.
در آيه پنجم از سوره مبارك شعرا كه بعد از بيان آرامشبخش (لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ)[٦] وارد شده است، از قدرت الهى در فرستادن معجزهاى خيرهكننده كه همه بىاختيار، در برابرش سر تعظيم فرود مىآورند و تسليم آن مىشوند، خبر داده است:
(إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ.[٧]
اگر ما بخواهيم، از آسمان آيهاى بر آنها نازل مىكنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد).
اشاره به اينكه ما اين قدرت را داريم كه معجزه خيرهكننده يا عذاب شديد و وحشتناكى بر آنها فرو بفرستيم كه همگى بى اختيار سر تعظيم در برابر آن فرود آورند و تسليم شوند؛ ولى اين ايمان اجبارى، ارزشى ندارد. مهم آن است كه آنها از روى اراده و تصميم و درك و انديشه در برابر حق، خاضع گردند.
در پايان آيه ٤١ سوره مائده هم، پس از نهى پيامبر (ص) از اندوه به خاطر سرعت گرفتن در كفر منافقان و يهوديانى كه قرار گذاشته بودند اگر پيامبر (ص) طبق ميلشان
[١].( و اگر مىخواستيم به هر انسانى، هدايت لازمش را[ از روى اجبار بدهيم] مىداديم)( سوره سجده، آيه ١٣).
[٢].( و اگر[ خدا] مىخواست مسلماً همه شما را هدايت مىكرد)( سوره نحل، آيه ٩).
[٣].( اگر خدا بخواهد همه مردم را[ به اجبار] هدايت مىكند)( سوره رعد، آيه ٣١).
[٤]. ر. ك: سوره هود، آيه ١١٨؛ سوره مائده، آيه ٤٨؛ سوره شورا، آيه ٨.
[٥].( و اگر خدا مىخواست قطعاً شما را امّتى واحد قرار مىداد، ولى هر كه را بخواهد بيراه و هر كه را بخواهد هدايت مىكند)( سوره نحل، آيه ٩٣).
[٦].( گويى مىخواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى به خاطر اينكه آنها ايمان نمىآورند!)( سوره شعرا، آيه ٤).
[٧]. سوره شعرا، آيه ٥.