روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٨٣ - يك كفرورزى
عمل به وظيفهاش، يارى مىرساند. حصول چنين اطمينانى، مانعى است از تلاش بيهوده و مشقّتآور و عاملى است براى كاميابى و رضايتمندى.
تعديل وظيفههماهنگى وظيفه متصوَّر با وظيفه واقعياطمينان به اداى وظيفه احساس كاميابى و رضايتمندى
بنا بر اين، براى ايجاد تعادل ميان احساس تعهّد و وظيفه متصوَّر، و آنچه واقعيتِ وظيفه با آن سازگار است، بايد محدوده و گستره وظيفه اصلى يادآورى و مورد توجّه واقع شود؛ همان كارى كه خداى متعال در مقام تسليتبخشى به پيامبر (ص) در موقعيتهاى زير، انجام داده است.
كاربردها
در اين جا به نمونههايى از كاربرد روش وظيفه- تعديلى اشاره مىشود.
يك. كفرورزى
انبياى الهى از سوى خداوند متعال مأمور بودند تا مردم را از گمراهى نجات دهند و با ارائه برنامههاى الهى، آنان را به كمال و سعادت راهنمايى كنند؛ امّا بيشتر مردم به دليل خو گرفتن با مادّيات و پيروى از هواهاى نفسانى، همواره در راه كفر و شرك خويش پافشارى مىكردند. پيامبران، وقتى اين وضع را مشاهده مىكردند، بسيار غمگين و ناراحت مىشدند. قرآن اين حالت اندوه و نگرانى را نسبت به پيامبر اكرم (ص) اين گونه توصيف مىكند:
(فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً.[١]
گويى مىخواهى به خاطر اعمال آنان، خود را از اندوه هلاك كنى، اگر به اين گفتار ايمان نياورند!).
باخِع به معناى هلاك كردن خويشتن از شدّت غم و اندوه است[٢] و كلمه «أسفاً» كه به معناى شدّت اندوه و غضب،[٣] و به عنوان حال يا مفعول «باخع»[٤] است، اين
[١]. سوره كهف، آيه ٦.
[٢]. مفردات ألفاظ القرآن، ص ١١٠؛ تفسير نمونه، ج ١٥، ص ١٨٥ و ج ١٢، ص ٣٤٩.
[٣]. لسان العرب، ج ٩، ص ٥.
[٤]. ترجمه تفسير جوامع الجامع، ج ٣، ص ٥٠٦.