روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٩٣ - ٦ تقويت«خدا - تسكينى»
مشكلات، در خود احساس آرامش مىكند. اين آرامش، ممكن است جنبه عقيدتى داشته باشد و تزلزل اعتقاد را بر طرف سازد، چنانچه در برخى روايات، آن را به ايمان تفسير نمودهاند؛[١] يا جنبه عملى داشته باشد و به انسان شكيبايى و ثبات قدم ببخشد.[٢] در چهار آيه از اين آيات ششگانه، خداوند، آرامش را به خود منسوب مىكند كه نشان از الهى بودن اين آرامش دارد.
خداوند در لحظات حسّاس جنگ[٣] يا زمان مخفى شدن پيامبر اكرم (ص) در غار ثور[٤] و يا در برابر تعصبورزى جاهلانه مشركان در صلح حديبيه،[٥] با ايجاد آرامش كامل در قلب پيامبر (ص)، ايشان را يارى و حمايت كرد. نه تنها پيامبر اسلام، بلكه همه پيغمبران خدا از اين موهبت الهى برخوردار بودهاند.[٦] مؤمنان نيز به لحاظ بهرهمندى از گوهر ايمان، هم در ميدانهاى پُرخطرى همچون صحنههاى كارزار[٧] و هم در شرايط سخت و بحرانى صلح حديبيه[٨] و بيعت رضوان،[٩] بدان يارى شدند.
[١]. ر. ك: الكافى، ج ٢، ص ١٥٠؛ معانى الأخبار، ص ٢٨٤.
[٢]. تفسير نمونه، ج ٢٢، ص ٢٧.
[٣]. سوره توبه، آيه ٢٦.
[٤].( إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ)( سوره توبه، آيه ٤٠).
[٥]. إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً)( سوره فتح، آيه ٢٦).
[٦]. البرهان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ٧٥٦.
[٧]. سوره توبه، آيه ٢٦.
[٨]. در صلح حديبيه، مسائلى به وجود آمد كه موجب تزلزل در قلوب افراد سستْايمان شد تا جايى كه وقتى سوره فتح نازل شد، بعضى با تعجب پرسيدند: چه فتحى؟! همچنين در تحليل و بررسى اين صلح، گرفتار ترديد شدند و آن را مايه شكست دانستند. اين جا بود كه آيه چهار سوره فتح نازل شد: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً) برخى از اين مسائل چنين بود: عدم تعبير خواب پيامبر( ص) مبنى بر ورود به مسجدالحرام در آن سال، قربانى نمودن حيوانات در همان حديبيه؛ برخى از مواد صلحنامه مانند: تحويل افرادى كه از قريش اسلام آورند و عدم لزوم عكس آن؛ عدم موافقت در نوشتن عبارت« رسول الله» و« بسم الله الرحمن الرحيم» در صلحنامه از سوى كفّار( ر. ك: تفسير نمونه، ج ٢٢، ص ٢٧).
[٩].( لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً)( سوره فتح، آيه ١٨). در شأن نزول اين آيه گفته شده: پس از توقيف نماينده پيامبر( ص) از سوى قريش در جريان صلح حديبيه و شايعه كشته شدن وى، پيامبر( ص) فرمود:« من از اين جا حركت نمىكنم تا با اين گروه پيكار كنم». سپس به زير درختى رفتند و با مردم تجديد بيعت نمودند كه به بيعت« رضوان» معروف شد( ترجمه مجمع البيان، ج ٢٣، ص ١٣٣).