روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٧١ - سه جهاد
اين گونه بيان شده است كه مفهوم كفايت به اعيان و اشياى خارجى تعلّق نمىگيرد؛ بلكه مربوط به افعال است.[١] پس مراد از كفايت نسبت به مسخرهكنندگان و اهل كتاب، شرّ و مكر آنان و نسبت به قتال، سختى آن خواهد بود. شايد همين امر موجب شده تا برخى معناى «وقى» را براى «كفى» در صورت متعدّى شدن به دو مفعول، قاعدهمند بدانند.[٢]
بر اساس اين معنا- كه مفهوم ايمن ساختن مؤمنان در برابر آسيبهاى مخالفان و سختىهاى جنگ را مىرساند-، اين آيات علاوه بر دلالت بر «تقويت خدا- كفايتى»، با روش «تقويت خدا- تأمينى» نيز كه در آينده بدان اشاره خواهد شد- تناسب خواهد داشت. امّا به دليل كاربرد ماده «كفى» در اين آيات، آنها را در اين بخش جاى داديم.
در تمامى آياتى كه تاكنون بيان شد، كفايت الهى، مقيّد به جهتى خاص شده بود؛ امّا آيه ٣٦ سوره مبارك «زمر»، تنها موردى است كه كفايت الهى در آن به مفهوم عام و مطلق بيان شده است. خداوند در اين آيه- كه ماده «كفى» در آن به صورت اسم فاعل به كار رفته است- مىفرمايد:
(أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ.[٣]
آيا خداوند كفايت كننده [امور] بندهاش نيست!؟ امّا آنها تو را از معبودهاى ديگر مىترسانند؛ و هر كس را خداوند گمراه كند، هيچ هدايتكنندهاى ندارد!).
اين آيه از كفايت قطعى و همهجانبه خدا نسبت به پيامبر (ص) خبر داده است؛ چرا كه مطابق با آنچه در كتب تفسيرى آمده، مراد از «عبد» در اين جا وجود نازنين
[١]. روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، ج ١، ص ٣٩٥؛ تفسير روح البيان، ج ١، ص ٢٤٣؛ البحر المحيط فى التفسير، ج ١، ص ٦٥٤.
[٢]. چنانچه آلوسى و ابن عاشور در تفاسير خود تصريح كردهاند كه« كفى» به معناى« وقى»، متعدّى به دو مفعول خواهد شد( ر. ك: روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، ج ١١، ص ١٧١؛ التحرير و التنوير، ج ٢١، ص ٢٣٠).
[٣]. سوره زمر، آيه ٣٦.