روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٢٤ - ٢ تقويت با«تبديل معنا»
مسلمانان، امر جهاد و مبارزه مسلّحانه را از اين جهت كه اوّلًا با حسّ انساندوستى و محبّت به ديگران در تضادّ است، و ثانياً باعث به وجود آمدن ضررهاى مالى و جانى همچنين سلب آرامش و امنيت از جامعه مىگردد،[١] در ظاهر، امرى ناخوشايند و مكروه تلقّى مىكردند. معيار آنها در محبّت و كراهت، طبيعت انسانى بود، در حالى كه خداوند متعال در آيه ٢١٦ سوره بقره در ضمن بيان اين واقعيت كه حكم جهاد براى برخى افراد، حكمى دشوار و مشقّتبار بوده، اين نوع نظام ارزيابى را زير سؤال مىبَرَد و تحت قانونى كلّى و عمومى بيان مىدارد كه نبايد در ارزيابى امور، سطحىنگر بود و تنها زمان حال را در نظر گرفت. به عبارت ديگر، ملاك خوشايندى و ناخوشايندى امور و همچنين شرّ و خير بودن آنها، تنها سود و زيان ظاهرى و فعلى نيست؛ بلكه مصالح واقعى و آثار و فوايدى كه در آينده به دست مىآيد نيز از ملاكهايى است كه بايد مدّ نظر گرفت:
(كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ.[٢]
جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد، در حالى كه برايتان ناخوشايند است. چه بسا چيزى [از جمله جهاد در راه خدا] را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى [چون صلح] را دوست داشته باشيد، حال آن كه شرّ شما در آن است).
اين آيه، معيار محبّت و كراهت، و خير و شر را رهنمودهاى الهى دانسته است، نه خواسته طبع انسان؛ زيرا تنها خداست كه علم مطلق است و همه چيز را مىداند. از اين رو، انسان در تشخيص خير و شر، سخت محتاج شرع مقدّس است. برخى گفتهاند كه تكرار كلمه «عسى» در آيه شريف براى اين است كه مؤمنان هم از جنگ كراهت داشتند، و در مقابل، به صلح علاقهمند بودند. لذا خداى سبحان به اشتباهشان در هر دو جهت تذكّر داد.[٣] در پايان آيه، بيان ياد شده را تكميل مىكند و مىفرمايد:
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٢، ص ٢٤٧.
[٢]. سوره بقره، آيه ٢١٦.
[٣]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٢، ص ٢٤٨.