روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٠ - صبر، بهترين مقابله
نه تنها صبر و استقامت در برابر سختىهايى كه در برنامه «تكوينى» خداوند براى تربيت و پرورش انسانها در زندگى وى گنجانده شده است، كارآمد است و به عنوان بهترين نوع مقابله مورد سفارش واقع شده است، بلكه در برابر دشوارىهايى كه در برنامه «تشريعى» و در مسير انجام اوامر (بايدها) و نواهى (نبايدها) وجود دارد نيز نقشى كليدى ايفا مىكند؛[١] زيرا همان طور كه از نام «تكليف» پيداست، معمولًا دستورها مربوط به چيزهايى هستند كه مطابق ميل انسان نبوده و نفس وى، انجام آنها را نمىپسندد. بر خلاف نهى شدهها كه خوشايند نفس و مطابق ميل انسان هستند، در حالى كه انجام دادن امور ناخوشايند و ترك امور خوشايند، سخت و مشقّتزاست.[٢] پس مكلّف با صبر و بردبارى بر تكاليف الهى، اين سختى را بر خود هموار مىسازد و سير تكاملى را ممكن مىگرداند. با اين بيان، ميزان تأثيرگذارى و دخالت نوع واكنش افراد نسبت به دشوارىهاى تكاليف الهى در كسب پاداش اخروى و رسيدن به بهشت و يا گرفتارى در عذاب اخروى و آتش دوزخ، مشخص مىشود.
از آنچه گفته شد روشن مىشود كه انسانها در موقعيتهاى ناخوشايند زندگى، چه در تكوينيات و چه در تشريعيات، دو دسته هستند: دستهاى با ارزيابى منفى از آن موقعيت، به جاى تحمّل و گذر سالم از آن، به ستيز با آن برمىخيزند و سعى در حذف و محو آن دارند و دستهاى ديگر كه همان صابران و شكيبايان هستند، با ارزيابى مثبت و مديريت صحيح موقعيت پيش آمده، به طرّاحى بهترين نوع مقابله يعنى بردبارى نمودن مىپردازند و با رفتارهاى خردمندانه و به جا، به كاهش تنيدگى و افزايش تحمّل، و در نتيجه، گذر سالم از دوران ناخوشايند كمك مىكنند. اين عدّه، بر خلاف گروه اول كه با بىتابى كردن يا اظهار ناتوانى لب به شكايت مىگشايند و با خارج شدن اوضاع از كنترل آنها، علاوه بر پيچيده كردن مشكل، بر
[١]. چنانكه در روايت معروفى از پيامبر خدا( ص) صبر، اينگونه تقسيم شده است
: الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَصَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَصَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِية ...؛ صبر بر سه قسم است: صبر در مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه( الكافى، ج ٢ ص ٩١).[٢]. اين نكته در برخى روايات نيز اشاره شده است. امام على( ع) مىفرمايند:
وَاعْلَمُوا أنَّهُ مَا مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ شَىءٌ إِلَّا يأتِى فِى كُرْهٍ وَمَا مِنْ مَعْصِيةِ اللَّهِ شَىءٌ إِلَّا يأتِى فِى شَهْوَةٍ؛ بدانيد طاعتى نيست جز اينكه انجامش گران، و گناهى نيست مگر اينكه انجامش لذّتبخش است( نهج البلاغه، خطبه ١٧٦).