روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٢٦ - يك ولايت
فهمانده و به همين جهت، بدون هيچ واسطهاى، خود عهدهدار امور او شده و او را در هر خطرى كه تهديدش كند، يارى نموده است.[١] كلمه «مولاه» يعنى سرپرستى كه عهدهدار امر «متولّى عليه» است و او را در هر خطرى كه تهديدش كند، يارى مىنمايد.[٢] پس خداوند، پيامبر خود را از خطر توطئه همسرانش عليه وى، يارى نموده است. حال اگر كلمات «جبرئيل» و «صالح المؤمنين»[٣] را عطف بر «الله» يا ضمير «ها» در «مولاه» بدانيم، آنها نيز به عنوان ياور و ولىِ پيامبر (ص) به شمار مىروند. البته روشن است كه ولايت جبرئيل و صالح مؤمنان، در طول ولايت خداوند است، نه در عرض آن! امّا اگر همانگونه كه برخى از مفسّران[٤] تصريح كردهاند كه بعد از «مولاه»، وقف صورت بگيرد، و «جبرئيل»، مبتدا و «صالح مؤمنان» و «الملائكة» نيز عطف بر آن و خبرش هم «ظهير» باشد، در اين صورت، پشتيبانى از پيامبر (ص) در قالب ولايت، به خداوند اختصاص خواهد داشت و ديگران در قالب همپشتى،[٥] حامى او خواهند بود. بر اين مبنا، در آيه يادشده، علاوه بر تعبير «مولى»، از كلمه «ظهير» يعنى همپشت و معين،[٦] برگرفته از ماده «ظهر» به معناى پشت در مقابل بَطن هر چيزى،[٧] به عنوان يكى ديگر از تعابير قرآنى براى اعلام حمايت و پشتيبانى، استفاده شده است.
در آيه قبل، مولويت الهى براى پيامبر (ص) بيان شد؛ امّا در آيهاى ديگر از اين مولويت براى تقويت روحيه مؤمنانى كه مأمور به قتال با كافران شدهاند، استفاده شده است:
[١]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٩، ص ٥٥٦.
[٢]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٩، ص ٥٥٦.
[٣]. طبق روايتى از امام باقر( ع)، مراد از« صالح المؤمنين» على بن ابى طالب( ع) است( ر. ك: تفسير القمّى، ج ٢، ص ٣٧٧). اين تفسير از ابن عبّاس نيز در كتب اهل سنّت نقل شده است( ر. ك: الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٤٤).
[٤]. البحر المحيط فى التفسير، ج ١٠، ص ٢١١؛ إعراب القرآن و بيانه، ج ١٠، ص ١٣٣.
[٥]. مفردات الفاظ القرآن، ص ٥٤٠.
[٦]. قاموس قرآن، ج ٤، ص ٢٧٦.
[٧]. كتاب العين، ج ٤، ص ٣٧؛ لسان العرب، ج ٤، ص ٥٢٠؛ مفردات الفاظ القرآن، ص ٥٤٠.