روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٣١٤ - ٩ تقويت«خدا - يادآور»
٩. تقويت «خدا- يادآور»
مراد از اين روش، اطمينانبخشى نسبت به حفظ و به خاطر سپردن معلومات از جانب خداى متعال است. ترس از فراموشى دانستهها و داشتههاى ذهنى بويژه آنچه براى انسان داراى اهميت است، از عوامل ايجاد نگرانى و تنيدگى است. در مقابل، كسب اطمينان از نگهداشت دادهها، باعث از بين رفتن نگرانىهاى ناشى از فراموشى و از دست دادن آنهاست. حصول چنين اطمينانى، ممكن است با تكرار كردن، نوشتن، نسخهبردارى از معلومات و ... به دست آيد؛ امّا هيچ يك از اين روشها، موجب اطمينان صد در صد نخواهد شد. در نتيجه، همچنان ترس از فراموشىِ آنها موجب گرفتگى خاطر و نگرانى خواهد بود. امّا در صورتى كه اين اطمينان، از سوى كسى صورت بگيرد كه هم خالق حافظه و يادآورى است و هم اعطاكننده نسيان و فراموشى، جاى هيچ گونه نگرانى و دلهره نخواهد بود.
يكى از نگرانىهاى پيامبر خدا (ص)، ترس از فراموشى وحى الهى بود. شايد منشأ اين نگرانى اين بود كه وى احساس مىنمود او نيز مانند ديگر انسانها، بايد براى به خاطر سپردن دادههايش، آيات نازل شده را تكرار كند تا مبادا آيه يا بخشى از آن را فراموش نمايد و اينكه در صورت عدم تكرار كلمات و جملات وحى، تصوير آنها در ذهن شريفش باقى نمىماند. لذا قبل از به پايان رسيدن وحى، به تكرار آنها مبادرت مىنمود.
بنا بر نقل «ابن عبّاس» ذيل آيه شانزده سوره قيامت،[١] پيامبر (ص) به خاطر عشق و علاقه شديدى كه به دريافت و حفظ قرآن داشت، هنگامى كه پيك وحى، آيات را بر او مىخواند، همراه او زبان خود را حركت مىداد و عجله مىكرد. لذا خداوند او را از اين كار، نهى نمود.[٢] همين مضمون با كمى تفاوت از «سدى»، ذيل آيه ١١٤ سوره طه[٣] نيز نقل شده است.[٤] ابن عبّاس ذيل آيه شش سوره اعلى نيز مىگويد:
[١].( لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ)( سوره قيامت، آيه ١٦).
[٢]. كان النبى( ص) إذا نزل عليه القرآن عجل بتحريك لسانه لحبه إياه و حرصه على أخذه و ضبطه مخافة ان ينساه فنهاه الله عن ذلك( تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٦٣).
[٣].( فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً)( سوره طه، آيه ١١٤).
[٤]. كان النبى( ص) إذا أنزل عليه جبريل بالقرآن أتعب نفسه فى حفظه حتى يشق على نفسه يتخوف ان يصعد جبريل و لم يحفظه فينسى ما علمه فقال الله
( و لا تعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه و قال لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ)( الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٠٩). در وجه نزول اين دو آيه، افزون بر وجه فوق مبنى بر عجله پيامبر( ص) در خواندن قرآن به خاطر حفظ و به ذهن سپردن آن، ديدگاههاى متفاوت ديگرى ذكر شده است. برخى نهى از عجله در آيه اول را نهى از عجله در ابلاغ دعوت دانستهاند( ر. ك: تفسير نمونه، ج ٢٥، ص ٢٩٦). عدهاى نيز بر خلاف مشهور، معتقدند كه مخاطب آيه، گنهكاران در قيامتاند كه به آنها گفته مىشود: در خواندن نامه اعمالتان عجله نكنيد( ترجمه مجمع البيان، ج ٢٦، ص ١١٣). همچنين در آيه دوم، گروهى عجله در املاى بر اصحاب و برخى درخواست نزول وحى را از معانى آن شمردهاند( همان، ج ١٦، ص ٧٧). علّامه طباطبايى از اين آيات براى اثبات نزول دفعى و تدريجى قرآن استفاده نموده و آيه اوّل را اين طور تفسير مىنمايد كه پيامبر( ص) به هنگام نزول تدريجى آيات، گاه بر جبرئيل پيشقدم مىشد و زودتر، برخى كلمات را تكرار مىنمود. قرآن دستور مىدهد در اين كار، عجله مكن و بگذار نزول تدريجى هر كدام به موقع خود انجام گيرد( ترجمه تفسير الميزان، ج ١٤، ص ٣٠٠).