روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٩٢ - دو اعراض
اين دلدارى بعد از امر به اطاعت از دستورهاى وى، در دو آيه ٩٢ سوره مائده[١] و دوازده سوره تغابن،[٢] با اضافه شدن ضمير «نا» به «رسول» تكرار شده است.
مسئله توجّه به وظيفه و دورى از نتيجهگرايى نيز از زبان هود (ع) هنگام مجادله با قوم كافرش ذكر شده است. آنجا كه وقتى به او گفتند: «ما در باره تو فقط مىگوييم: بعضى از خدايان ما، به تو زيان رساندهاند! و به خاطر اينكه به آنها توهين و بدگويى كردهاى، عقلت را ربودهاند! پس ديگر اعتنايى به سخنان دعوتگونه تو نيست»،[٣] و با اين عبارت، كفر و انكار خود را قطعى كردند، در آخرين سخن به آنها چنين پاسخ مىگويد:
(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ ....[٤]
اگر شما از راه حق روى بر تابيد، به من زيانى نمىرسد؛ چرا كه من رسالت خويش را به شما ابلاغ كردم ...).
اشاره به اينكه گمان نكنيد اگر دعوت من پذيرفته نشود براى من شكست است؛ من انجام وظيفه كردم و انجام وظيفه، پيروزى است، هر چند دعوتم مورد قبول واقع نشود. اين، درسى است براى همه رهبران راستين و پيشوايان راه حق، كه هرگز از كار خود احساس خستگى و نگرانى نكنند، هر چند مردم، دعوت آنان را پذيرا نشوند.[٥]
در مجموع، همه اين آيات، اين حقيقت را بازگو مىكنند كه پيامبر خدا (ص) به تكليف خود- كه همان پيامرسانى است-، عمل نموده است و ديگر در برابر انكار و اعراض مردم، مسئوليتى ندارد تا خود را موظّف بداند ايشان را از روىگردانى باز بدارد، و در اين راه، خود را به سختى بياندازد. در نتيجه، ديگر نبايد اعراض آنها را ناشى از كوتاهى در وظيفهاش بداند و به خاطر روىگردانىِ حقناپذيران، ناراحت شود؛ بلكه اين عمل آنها از لجاجت و دشمنى خودشان سرچشمه مىگيرد.
[١].( وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ)( سوره مائده، آيه ٩٢).
[٢].( وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ)( سوره تغابن، آيه ١٢).
[٣].( إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ)( سوره هود، آيه ٥٤).
[٤]. سوره هود، آيه ٥٧.
[٥]. تفسير نمونه، ج ٩، ص ١٣٩.