روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٦٥ - الف -«كفى»
جاى زندگى او نقشى نخواهد داشت. از اين رو مىتوان گفت رهاورد اين اعتقاد، توكّل و اعتماد به خداست.[١] به عبارت ديگر، توجّه به كفايت خدا در تمام امور، زمينه توكّل بر او را فراهم مىكند. لذا اگر انسان بر كافى بودن خدا اعتقاد نداشته باشد، هرچه از علم و ولايت و نصرت و همراهى او صحبت شود، باز خود را بى نياز از حمايت ديگران نخواهد ديد. بنا بر اين، مىتوان رابطه ميان كفايت الهى و توكّل را اين گونه تبيين كرد كه كفايت، رابطهاى از جانب خدا به سوى بنده است كه هدف از آن به انجام رسانيدن امور زندگى بنده و حمايت از وى است، و توكّل، رابطهاى است از سوى بنده به جانب پروردگار در قالب اعتماد و تكيه بر او كه اثرش در كافى دانستن او براى انجام رساندن مهمّات زندگى نمايان مىگردد.[٢] براى تقويت خدا- كفايتى در قرآن كريم از دو واژه «كفى» و «حَسب» استفاده شده است كه در ادامه، آيات مربوط به هر يك را جداگانه مورد بررسى قرار مىدهيم.
الف- «كَفى»
واژه «كفايت» در زبان فارسى به «بسندگى» يا «بس بودن» ترجمه شده است.[٣] اين واژه، برگرفته از ماده «كفى»[٤] است كه در قرآن كريم، ٢٨ بار به خداوند نسبت داده شده است. يك بار آن به صورت اسمى[٥] يعنى «كافى (بسنده)» و بقيه به صورت فعلى[٦] آمده است. فعل «كفى» از افعالى است كه قابليت متعدّى شدن با دو مفعول را دارد؛ امّا در قرآن كريم معمولًا بدون ذكر مفعول (كفايت شونده) و در ساختار «كفى
[١]. ر. ك: مفاتيح الغيب، ج ٤، ص ٧٤.
[٢]. ر. ك:« پژوهشى پيرامون مفهوم كفايت الهى در قرآن كريم»، آذردخت شمس اشراق، مشكوة، ش ١٠٧.
[٣]. فرهنگ فارسى معين، ذيل واژه« كفايت».
[٤]. ماده« كفى» بر بسندگىاى دلالت دارد كه نهايتى برايش قابل تصوّر نيست؛ يعنى نياز به افزايش ندارد.« كفى الشىء، يكفى، كفايةً فهو كاف»، هنگامى گفته مىشود كه با آن، بىنيازى از ديگرى حاصل آيد و« قد كفى كفاية»، يعنى:« فلان كار را به خوبى عهدهدار شد»( معجم مقاييس اللغة، ج ٥، ص ١٨٨، المصباح المنير، ص ٥٣٧، به نقل از: دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٦، ص ٥٦٥).
[٥]. سوره زمر، آيه ٣٦.
[٦]. سوره بقره، آيه ١٣٧؛ سوره نساء، آيه ٦، ٤٥، ٧٠، ٧٩، ٨١، ١٣٢، ١٦٦ و ١٧١؛ سوره يونس، آيه ٢٩؛ سوره رعد، آيه ٤٣؛ سوره حجر، آيه ٩٥؛ سوره إسراء، آيه ١٧، ٦٥ و ٩٦؛ سوره أنبيا، آيه ٤٧؛ سوره فرقان، آيه ٣١؛ ٥٨؛ سوره عنكبوت، آيه ٥٢؛ سوره أحزاب، آيه ٣، ٢٥، ٣٩ و ٤٨؛ سوره فصلت، آيه ٥٣؛ سوره أحقاف، آيه ٨؛ سوره فتح، آيه ٢٨.