روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٢٩ - ب - برترى
بنا بر اين، برترى و اعتلا به هر شكل كه باشد، چه واقعى و چه وهمى، باعث دلگرمى و توانمندى است. از اين رو، هر شخصى خواهان علو و مقام است و در سعى و تلاش است تا به جايگاه و مرتبه والاترى دست يابد. حال اگر سرچشمه اعتلا را تنها در ماديات جستجو كند، شايد براى مدّتى ثمربخش باشد و به او فايده برساند؛ امّا چون مستمر و پايدار نيست، بلكه با اتمام امكانات مادى، برترى هم به ديگرى منتقل مىشود، پس رضايت صاحبش را جلب نخواهد كرد.
به عبارت ديگر، «برترى مادى»- كه گاه در قدرت نظامى و كثرت نفرات و امكانات جنگى جلوه مىكند و گاه به صورت مقام و منزلت اجتماعى، يا اقتدار سياسى و ... نمايان مىشود-، هيچ گاه انسان را قانع نمىكند؛ زيرا همواره جايگاه و مقامى بالاتر و برتر از آن وجود دارد. پس هميشه در معرض خطر است؛ امّا در صورتى كه اين برترى، ريشه در معارف عميق دينى داشته باشد و از سرچشمه الهى نشئت بگيرد، به دليل اين كه بالاتر از علوّ خدا جايگاهى متصوّر نيست، به كمال مىرسد و انسان را قانع مىسازد. اين همان «برترى معنوى» است كه معيارش در آيه (جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا)،[١] توحيد و اعتقاد به يگانگى خدا دانسته شده است.
افزون بر ناپايدار بودن برترى مادى، گرفتارى در وادى كبر و خودشيفتگى، از ديگر اشكالات آن به شمار مىرود. در برترىهاى غير معنوى هر چه كه باشد، زمينه بروز صفت زشت تكبّر و خودبزرگبينى وجود دارد؛ امّا در برترى معنوى، به دليل وجود ايمان و نگرش خدابينانه بنده، اصلًا زمينه مقايسه با ديگران صورت نمىگيرد تا بخواهد باعث كبر و غرور شود؛ چه اين كه گفته شده افضليت كلمه «اعلى» در مورد خداى سبحان، تعيّنى است نه تفضيلى.[٢] يعنى در برابر خداى متعال چيزى نيست كه خدا با آن سنجيده شود و ملاكى هم جداى از ذات مقدّسش وجود ندارد تا آن ملاك در خدا بيشتر، و در غير او كمتر باشد. از اين جهت خدا عالى است و غير خدا سافل، نه اين كه غير او عالى باشد و خدا اعلى! در نتيجه، علو نسبت به تمامىِ اشيا، نسبى است؛ اما نسبت به خدا ذاتى است.[٣]
[١]. سوره توبه، آيه ٤٠.
[٢]. تسنيم، ج ١٥، ص ٥٩٩.
[٣]. سيره پيامبران در قرآن، ج ٦، ص ٢٢٩.