روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٢٦٨ - يك استهزاء
جاى ديگر به عنوان عاملى براى تهديد دشمنان[١] و يا تشويق بر انجام رساندن رسالت[٢] به كار رفته است.
كاربردها
اينها همه آياتى بود كه بدون ذكر مفعول «كفى»، به وسيله «باء» تأكيد بر شايستگى فاعل (كفايت كننده) آن متناسب با جنبهاى خاص تأكيد مىنمود؛ امّا در قرآن، نمونههايى از كاربرد اين ماده ديده مىشود كه خطاب به پيامبر (ص) يا مؤمنان، به عنوان مفعول به «كفى» از كافى بودن خدا براى آنها خبر داده است. هر چند در اين آيات، به جهت و حيثيت اين كفايتْ تصريح نشده است، امّا با توجّه به سياق و تعابير به كار رفته در آنها مىتوان آن را حدس زد.
يك. استهزاء
يكى از اين آيات، به جريان علنى شدن دعوت پيامبر (ص) و استهزاى وى توسط مخالفان اشاره دارد. همان طور كه پيش از اين بيان شد، پيامبر گرامى (ص) در آغاز رسالت خود، به دعوت سرّى مأمور بود، نه علنى. پس از آن كه فرمان يافت تا دعوت خود را آشكار كند، قلب ايشان از مخالفت و تمسخر مسخره كنندگان اندوهناك شد.[٣] از اين رو، خداى سبحان وعده داد كه شرّ استهزاكنندگان را از او دور مىدارد و او را در برابر ايشان كفايت مىنمايد:[٤]
(فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ\* إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ.[٥]
پس آنچه را به تو فرمان مىدهيم آشكار كن، و از مشركان دورى گزين! هر آينه، ما تو را در برابر كسانى كه ريشخندت مىكنند، كفايت مىكنيم و از ديگرى بىنيازت مىگردانيم).[٦]
[١].( وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ)( سوره انبيا، آيه ٤٧).
[٢].( الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً)( سوره احزاب، آيه ٣٩).
[٣]. در دو آيه بعد از آيه مورد بحث به دلتنگى پيامبر( ص) به خاطر سخنان مسخرهآميز مشركان تصريح شده است( ر. ك: سوره حجر، آيه ٩٥).
[٤]. تسنيم، ج ٧، ص ٢٤٧.
[٥]. سوره حجر، آيه ٩٤ و ٩٥.
[٦]. بر گرفته از ترجمه و تفسير قرآن عظيم، سيد على نقى فيض الإسلام.