روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ١٠٢ - دو اشتراط خواست خدا
آنان را به خاطر پارهاى از گناهانشان مجازات كند و بسيارى از مردم فاسقاند).
در آيه يادشده، اين معنا تذكّر داده شده است كه خداوند متعال، اعراض كنندگان از پذيرفتن حق را به جرم فسقشان گمراه مىكند و دلهاى آنان را از راه مستقيم، به بيراهه مىكشاند و با سلب توفيق و استدراج، مىخواهد آنها را به خاطر بعضى از گناهانشان مجازات كند؛ مجازات محروم ماندن از احكام عادلانه و سرگردان شدن در بيراهههاى زندگى تا از ساحت دين مقدسش دورشان سازد. خداى تعالى با تعليم[١] چنين حقيقتى به پيامبر گرامىاش او را تسليت و آرامش بخشيده است و از اينكه مردم از پذيرفتن دعوت حقّه آن جناب استنكاف مىنمودند، دلدارىاش داده است.[٢]
از مجموع اين آيات مىتوان اين مطلب را برداشت نمود كه: خداى تعالى به پيامبر مكرّمش- كه نگران حال مردم بود و مايل بود همه انسانها ايمان بياورند و به عبارتى، انتظار موفّقيت صد در صدى را داشت-، دلدارى داده و گويا چنين فرموده است: از عدم ايمان گروهى از آنان دلگير و ناراحت مباش؛ چرا كه خدا مصلحت نديده است كه ايمان بياورند. پس حتّى دلسوزى تو با اينكه «رحمة للعالمين» هستى، نمىتواند آنان را از عذاب، رهايى بخشد. اين، لازمه اصل آزادىِ اراده و اختيار است كه گروهى مؤمن و گروهى بىايمان باشند.[٣] پس ديگر نبايد منتظر هدايت و نجات همه افراد بود. خدا دنيا را دار تكليف قرار داده و سنّت او بر اين جارى است كه انسان از روى آزادى و اراده خود، ايمان بياورد و اجبارى در كار نباشد كه اگر اجبار بود، ديگر فضيلت و امتياز كسانى كه با ميل خود ايمان مىآورند، مشخص نمىشد و ثواب و عِقاب در برابر كارهاى مردم از بين مىرفت.
شكّى نيست كه پيامبر (ص) از اين حقايق، با خبر بود؛ امّا خداوند اينها را به عنوان يادآورى و دلدارى براى پيامبرش بازگو مىكند. درست مانند اين است كه ما به كسى كه فرزندش را از دست داده است بگوييم: «غم مخور دنيا دار فنا است؛ همه
[١]. با آوردن كلمه« فَاعلم»( پس بدان اى پيامبر!)، مىخواهد مطلبى را به پيامبر( ص) آموزش دهد و گرنه مىفرمود:« فَإن تَوَلَّوا فَإنَّما يريدُ اللَّهُ ...»( ترجمه تفسير الميزان، ج ٥، ص ٥٨٢).
[٢]. ترجمه تفسير الميزان، ج ٥، ص ٥٨١.
[٣].( وَ مِنْهُمْ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لا يُؤْمِنُ بِهِ)( سوره يونس، آيه ٤٠).