روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٤٦ - سه استهزاء
خداوند در ميان امّتهاى نخستين هم هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر اين كه مورد استهزاى امّت خود قرار گرفت:
(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ\* وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ.[١]
ما پيش از تو پيامبرانى در ميان امّتهاى نخستين فرستاديم و هيچ پيامبرى بر آنها مبعوث نشد، جز آن كه مسخرهاش كردند).
مورد ديگر در سوره مبارك يس بيان شده است. آن جا كه پس از نقل سرگذشت چند تن از پيامبران پيشين- كه مأمور هدايت قوم مشرك و بتپرستى بودند و قرآن از آنها به عنوان «اصحاب القرية» ياد كرده[٢] و نقل مخالفتهاى اين قوم و سرانجام دردناكى كه گرفتارش شدند-، در جملهاى شبيه به آيه قبل، اين حالت زشت آنان مورد تأسّف و حسرت خداى سبحان واقع شده است.[٣] بيان عموميت تمسخر با استفاده از «ما» ىِ نافيه و استثناى با «إلّا» در آيه هفتم سوره زخرف نيز آمده است كه تنها فرقش با دو آيه پيشين اين است كه به جاى «رسول» كلمه «نبى» به كار رفته است.[٤]
از اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه مسخره كردن پيامبران و دعوت كنندگان به سوى خدا، عكسالعمل مشترك همه كافران بوده است؛ چرا كه آمدن فعل «كان» و سپس «يستهزؤن» آن هم به صورت فعل مضارع، خود دليل بر تكرار اين عمل است به طورى كه عادت و سجيّه آنها شده است. از طرفى، تقديم «من رسول» يا «من نبى» بر «يستهزؤن» نيز افاده حصر مىكند؛ گو اينكه آنها كارى جز استهزاى پيامبران نداشتهاند.[٥]
علاوه بر آيات يادشده- كه به طور كلّى اين صفت زشت را براى همه دشمنان انبيا ثابت مىنمود-، آيات ديگرى هم وجود دارند كه در آنها نمونههايى از استهزاى ديگر اقوام از امّتهاى پيشين بيان شدهاند و با يادآورى سرگذشت آنان، به
[١]. سوره حجر، آيه ١٠ و ١١.
[٢].( وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ)( سوره يس، آيه ١٣).
[٣].( يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ)( سوره يس، آيه ٣٠).
[٤].( وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ)( سوره زخرف، آيه ٦ و ٧).
[٥]. التحرير و التنوير، ج ١٣، ص ١٩.