روش هاى توان افزايى در سختى ها - عطاء الله، محسن - الصفحة ٨٥ - يك كفرورزى
غُصّه خوردن پيامبر از كفر كافران و اقدامات خصمانه آنان در برخى آيات نيز با نهى از حُزن و اندوه وارد شده است:
(وَ مَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ ....[١]
و هر كس كفر ورزد، نبايد كفر او تو را غمگين گردانَد!).
همين مطلب در ١٢ آيه ديگر از قرآن كريم، با امر به صبر و استقامت در برابر لجاجت و حقناپذيرى دشمنان، از پيامبر اكرم (ص) طلب شده است.[٢]
چنانچه ملاحظه شد در آيات قرآن، براى بيان اين ناراحتى و غُصّه، از واژههاى مختلفى چون: «بُخوع»، «حسرت»، «مشقّت»، «حزن» و «بُؤس»، استفاده شده است. هر يك از اين تعابير، نمايانگر اين است كه تا چه اندازه پيامبر خدا (ص) در انجام دادن رسالت خويش اصرار و پافشارى داشت، و از اينكه مىديد انسان عاقل با داشتن اين همه چراغ روشن، باز از بىراهه مىرود، چه قدر ناراحت بود. ايشان مانند پزشكى دلسوز همواره در فكر شفا يافتن مردم از بيمارى جهل و شرك بود و چون مىديد سخنان او در آنان اثر نمىكند، بسيار ناراحت مىشد.
بخشى از اين نارحتى از اين جهت بود كه ايمان نياوردن آنان را نتيجه كوتاهى خويش در مسئوليت الهى يعنى ابلاغ پيام وحى مىدانست، و در واقع، خود را مسئول كفر آنان قلمداد مىكرد. از آن جا كه ايشان نسبت به هدايت مردم، اشتياق فراوانى داشت،[٣] وظيفه خود مىدانست تا از هر طريق ممكن، اين امر را تحقّق بخشد؛ گو اين كه خود را وكيل ايمان آوردن مردم مىدانست! اين بود كه خداى سبحان، همواره وظيفه اصلى او را گوشزد مىنمود. توجّه و عنايت پيامبر (ص) به اينكه وظيفه «رسول»، تنها «ابلاغ» پيام الهى به مردم است نه «وكالت» از طرف آنان، مستلزم آن است كه خود را در قبال كفرورزى كافران و منكران مسئول نداند و از اينكه در اين باره، مورد بازخواست قرار بگيرد، ترس و نگرانى نداشته باشد. اين
[١]. سوره لقمان، آيه ٢٣. نيز، ر. ك: سوره آلعمران، آيه ١٧٦؛ سوره مائده، آيه ٤١؛ سوره نحل، آيه ١٢٧؛ سوره نمل، آيه ٧٠؛ سوره حجر، آيه ٨٨؛ سوره لقمان، آيه ٢٣ و سوره روم، آيه ٦٠.
[٢]. ر. ك: سوره طور، آيه ٤٨؛ سوره انسان، آيه ٢٤؛ سوره مدثر، آيه ٧؛ سوره يونس، آيه ١٠٩؛ سوره هود، آيه ١١٢ و ١١٥؛ سوره غافر، آيه ٥٥ و ٧٠؛ سوره روم، آيه ٦٠؛ سوره احقاف، آيه ٣٥؛ سوره كهف، آيه ٢٨؛ سوره معارج، آيه ٥.
[٣].( إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ)( سوره نحل، آيه ٣٧).