منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٦
میشود) و به دليل رجحان قدرشان ، چراكه رجحان در ترازو به وزنهای است كه در آن هست ؛ يا بدان علّت كه رعايتِ حقوقِ قرآن و عترت ، سنگين است .
قول هفتم : بودن هريك از قرآن و عترت ، مصون از خطا و ياوه و سهو و لغزش ، و طهارت آنها از آلودگي و پليدي و از باطل و دروغ .
بعضي از فقراتِ حديث ، اين تفسير را تأييد میكند و با معناي لغوي نيز جور در میآيد ؛ زيرا ثقل ـ در لغت ـ شيء نفيس مصون است .
امّا طهارتِ كتاب مبين و صيانت آن از آنچه گفته شد ، معلوم است ؛ چراكه قرآن از نزد خداي داناست و در نزد او عَلي و حكيم است [آسماني است و آكنده از حكمت] باطل از هيچ سو در آن راه ندارد .
و امّا طهارتِ عترتِ طيّبه ، از آن روست كه خدا پليدي را از آنان زدود و پاك و پاكيزهشان ساخت ، نه باطل را بر زبان میآورند و نه به آن دست میيازند و نه به آن فرا میخوانند ؛ اينان همان صادقاناند كه خدا به مؤمنان فرمان داد با آنان باشند ،[١٢٩] اگر چنين نبود آنان را همتاي قرآن قرار نمیداد ؛ زيرا قرآن را جز پاكان مَس نمیكند .[١٣٠]
ابن حجر مكّي ، پس از نقل دعائي از امام سجّاد ١ در الصواعق سخني دارد ، میگويد :
١ - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه، آیه ١١٩) .
[١٣٠] . جامع أحاديث الشيعه ١: ٨٣ (به نقل از نسيم الرياض ٣: ٤٠٩) .