منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١٢
شيخ بهائي در مشرق الشمسين مینگارد :
از مشايخ ما (كه خدا تربتشان را پاكيزه گرداند) به ما رسيده است كه رسم و شيوه اصحابِ اصول چنين بود كه هرگاه از يكي از ائمّه حديثي را میشنيدند آن را در اصولشان ثبت میكردند تا با گذشت ايّام بعضي يا همه آن از ياد نرود .[٥٨٥]
محقّق داماد مینويسد :
عادت و خوي اَصحاب اصول اين بود كه هرگاه از يكي از ائمّه ٤ حديثي را میشنيدند ، بي درنگ آن را در اصولشان ضبط میكردند .[٥٨٦]
استاد عبدالحليم الجُنْدي میگويد :
نخستين كساني كه در تدوين سبقت جستند ، پناه آوران به ائمّه اهل بيت علیهم السلام اند ، آنان شفاهي يا كَتْبي حديث میآموختند . از اين رو ، نقلهای حديثي كتابهای شيعه ، ميراث ناب و خالص نبوي است .
اين در حالي است كه علماي اهل سنّت حدود يك قرن و نيم كوشيدند تا نخستين مُدَوَّنات را ـ در اين عرصه ـ پديد آورند ، سپس قرنها سپري شد ، صحراها و بيابانها را در نورديدند ، هر شهر و آبادي را گشتند
هنگامي كه مینگريم در ميان راويان كسانياند كه گفته میشود وي دهها هزار حديث از امام نقل كرده است ، كفايت ميراثِ
[٥٨٥] . حبل المتين: ٢٧٤ -
[٥٨٦] . الرواشح السماويّه: ٩٨، راشحه ٢٩ -