منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٤
رسول خدا در آغاز دعوت به اسلام ، از بيمِ اختلاط حديث با قرآن ، تدوين را نهي كرد . امّا چون قرآن تدوين شد ، به تدوينِ حديث اجازه داد .[٢٦٤]
از سويي ، دستور منع يك فرمان حكومتي بود كه شرعيّتِ خود را از سنّت به دست نياورد ؛ زيرا پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به صراحت ، مردم را به علم آموزي و نقل حديث و كتابت و تدوين فرامي خواند . آن حضرت بهاي آزادي هريك از اسيران بدر را تعليم كتابت به ده نفر از مسلمانان قرار داد ، و بر نشر احاديث خود تأكيد ميورزيد . سخن صبحي صالح و ديگران ، ثابت میكند كه تدوين پس از منع پديد آمد ، ليكن خبر گذشته ، عكس آن را ـ به روشني ـ بیان میدارد .
باری ، منع ، دو بُعد سياسي و فقهي داشت ، و اختلاف در حديث پيامبر (افزون بر عوامل مذهبي) از پيامدهاي اين حكم حكومتي است و
همچنين روشن شد كه نظر «گلدزيهر» درست نمیباشد ؛ چراكه میگويد :
اهل رأي ، احاديث نهي از كتابت را جعل كردند و اهل حديث ، به ساخت احاديثي پرداختند كه به نگارش حديث فراميخواند .[٢٦٥]
گرچه نقش داعيانِ رأي (در زمان پيامبر به طور پنهاني و در زمان حكومت خلفا به طور علني) در جعل احاديث نهي ، انكار ناشدني است ؛ امّا نقل و تدوين حديث ، از پايههای اسلام به شمار میرفت ، بزرگان صحابه به آن عمل كردند و رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن را تشريع كرد ، و از چيزهايي نيست كه اهل حديث آن را وضع
[٢٦٤] . علوم الحديث ومصطلحه: ٧-٩؛ السنّة قبل التدوين ٥٣: ٣٠٦ ـ ٣٠٧ -
[٢٦٥] . بنگرید به، دراسات في الحديث النبوي: ٨٢ -