منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٥
همين است و شيعه همين كار را میكند) .
وي روزي در اقامتگاه ابن شواء[٢٩٨] در «ثغر»[٢٩٩] ـ محل تدريس من ـ هنگام نماز ظهر ، نزدم آمد . به مسجد آنجا داخل شد و در صف اول ايستاد . من در کنار پنجره رو به دريا پشتِ سر او نشستم و از شدّت گرما خود را با نسيم دريا خنك میكردم . در همان صفِ من ، ابو ثمنه ـ دريا دار و فرمانده نيروی دريايی ـ با گروهي از اصحابش ، منتظر نماز بود و بـه کشتیهای زير لنگرگاه مینگريست .
چون شيخ فهري دستانش را هنگام ركوع و پس از آن برافراشت ، ابو ثمنه و يارانش گفتند : اين مشرقي را نمیبينيد كه چگونه به مسجد ما درآمده است؟ برخيزيد و او را بكشيد و به دريا افكنيد ، احدي شما را نمیبيند [و مؤاخذه نخواهيد شد] .
قلبم داشت از جا كنده میشد ، گفتم : سبحان الله! اين شخص طُرطُوشي ، فقيه عصر است! پرسيدند : چرا دستانش را بلند كرد؟ گفتم : پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اين كار را میكرد ، مذهب مالك ـ در روايت اهل مدينه از او ـ همين است!
آنان را ساكت و آرام ساختم تا اينكه شيخ از نماز فارغ شد . به جاي سكونت او در آن اقامتگاه رفتم ، از اينكه رنگ رخسارم پريده بود تعجّب كرد و علّت را جويا شد . من ماجرا گفتم ، خنديد و
[٢٩٨] . لقب يكي از فقهاي حنبلي است (م) .
[٢٩٩] . ثغر، سرحدات مرزها، كه محل اقامت بعضي از شيوخ مسلمان بود (م) .