منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٣
مخالفتشان با حديث پيامبر ـ برمي آيد و شبهه اِدخال در دين را از آنها دفع میكند (چون پيش خود هالهای از قداست براي اين اشخاص ترسيم میکند) ليكن هم زمان با آن ، حجيّت فعل صحابي و سخني را كه بر خلاف سنّت ثابت از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صحابي بر زبان آورده است ، نفي میكند و میگويد :
بعضي گفته اند : ترديدي نيست كه گروهي از صحابه و تابعان ، بسياري از احاديث پيامبر را كه دريافتند ، ترك كردند . اين ترك آنها يا به جهتِ ناچيز انگاري و تحقير احاديث پيامبر روي داد (كه نشانگرِ كفر فاعل آن است) و يا به دليل علمِ فزون تري بود كه نزد خود داشتند و همين گمان ، نسبت به آنان بهتر است .
اين سخن ، به چند وجه ، باطل است : يكي از آنها اين است كه اگر كسي بگويد : شايد آن كسي كه حديث را ترك كرد ، آن حديث از اَخبار دخيله وساختگی بود!
پاسخ اين است : شايد روايتي كه گفته است : «فلان صحابی ، حديث كذائي را ترك كرد» جعلی باشد! چه وجه اولويتي ميان وجودِ جاعلان حديث در ميان راويانِ حديث پيامبر ، ووجود آنها در ميان ناقلاني است كه روايت كردهاند چه كساني فلان احاديث را واگذاشته اند؟!
نيز گروهي از آنها بعضي از احاديث را ترك كردند ، و گروه ديگر همان احاديث را برگرفتند .
پس فرقي ميان اين نيست كه كسي بگويد : لابد كسي كه ترك كرد ، چيزی میدانست ، از اين رو آن را وانهاد ؛ و اينكه شخصي بگويد لابد كسي كه به اين حديث عمل كرد ، چيزی میدانست و