منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥٢
«حاجتِ پيامبر را برآوريد» ، گفت :
اُسْكُتْنَ! فإنّكم صَواحِبَه ؛ إذا مَرِضَ عَصَرْتُنَّ أَعينَكُنّ ، وإذا صَحَّ أَخَذْتُنّ بِعُنُقه ؛
ساكت شويد! شما همان زنانيد كه هنگام بيماري پيامبر بر او اَخم میكرديد و هنگام تندرستي گردنش را [در آغوش] میگرفتید .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : هُنَّ خَيْرٌ منكم ؛ آنان از شما بهترند .[٢٤٣]
اين حديث ، روشن میسازد كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم کار عُمَر را نپذيرفت ، بلكه میخواست بر همان سخن پيشين خود در حجّة الوداع تأكيد ورزد و دو ثقل اكبر و اصغر (قرآن و عترت) را ميان امّت ، جانشين خود سازد .
عُمَر از تأكيد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر اين امر ، بيم داشت و به مقام قدسي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ياوه گويي را نسبت داد تا سخنِ آن حضرت را ناچيز جلوه دهد يا اگر پيامبر فرصت كتابت يابد ، از اهميّت اين نوشته بكاهد ؛ زيرا پس از طرح احتمال هذيان گويي ، احتجاج به نوشته آن حضرت از اعتبار افتاد . همين امر باعث شد كه پيامبر از اين كار انصراف يابد و بگويد : «برخيزيد و نزد من با هم درگير مشويد ؛ چراكه مشاجره در حضور من شايسته نباشد» .[٢٤٤]
بنابراين ، منع از تدوين ـ در اينجا ـ براي منع از تصريح به خلافتِ عترت رخ داد و ضربه زدن به پايه و فائده كتابت و تدوين ؛ يعني اين منع داراي دو بُعد سياسي و تشريعي بود .
[٢٤٣] . طبقات ابن سعد ٢: ٢٤٤؛ المعجم الأوسط ٥: ٢٨٨، حديث ٥٣٣٨؛ و بنگريد به، كنز العمّال ٥: ٦٤٤، حديث ١٤١٣٣ -
[٢٤٤] . صحيح بخاری ١: ٥٤، باب كتابة العلم، حديث ١١٤؛ الأحكام ٧: ٤٢٥؛ الاستيعاب ١: ١٦٩ -