منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٦
فكتَبْتُها بِخَطّي وعَلَّمني تأويلها وتفسيرها وناسِخَها ومنسوخها ومُحكَمها ومُتَشابهها وخاصّها وعامّها
ولا عِلماً أمْلاه عَلَيّ وكَتَبْتَهُ منذ دعا الله لي بما دَعا وما تَرَكَ شيئاً عَلَّمَهُ اللهُ مِن حَلال ولا حَرام ولا أمْر ولا نَهْي كانَ أو يكون ولا كتاب مُنزَل علی أَحَد قبلَه مِن طاعة أو مَعصيَة إلّا عَلَّمْنيه وحَفِظْتُه فلم أَنْسَ حَرْفاً واحداً ، ثمَّ وَضَعَ يَدَه علی صدري ودعا الله لي أن يَمْلأَ قلبي علماً وفَهماً وحُكماً ونُوراً ؛[١٠٦]
چهارمين نفر ، كسي است كه بر رسول خدا دروغ نمیبندد و از بيم خدا و احترام به پيامبر ، دروغ را دشمن میدارد ، حديث پيامبر را از ياد نبرد ، بلكه آنچه را شنيد ، درست حفظ كرد (فزوني و كاستي در آن پديد نياورد) و همان گونه نقل میكند ، ناسخ را از منسوخ باز میشناسد و به ناسخ عمل میكند و منسوخ را وامي گذارد ؛ چراكه امر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مثل قرآن ، ناسخ و منسوخ و خاص و عام و محكم و متشابه دارد .
گاه سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم چونان قرآن ، داراي دو وجه عام و خاص است ، خداي بزرگ در قرآن میفرمايد : «آنچه را پيامبر برايتان آورد برگيريد و از آنچه نهيتان كرد باز ايستيد» .
كساني كه مقصود خدا و پيامبر را درنمييافتند ، دچار ترديد میشدند و همه اصحاب پيامبر اين گونه نبودند كه از آن حضرت
[١٠٦] . اصول كافي١ : ٦٢ ـ ٦٤، حديث ١؛ كتاب سليم بن قَيْس: ١٨٢، باب علّة الفرق بين أحاديث الشيعة وأحاديث مخالفيهم .