منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥
گفتم : از طرفِ من به مالك سلام برسان و بگو : از تو بسيار شنيدم كه میگفتي : «از اهل عراق حديث برمگيريد! احدي از اصحابمان را نديدم كه از آنان حديث كند» حديث ترك بسمله را از «حميد طويل» گرفتم . اگر فراگيري حديث از اهل عراق را دوست داري ، اين حديث و جز آن را از آنها بستانيم وگرنه ، حميد را با ديگران رها كنيم .
و بر اين كار ، بر من حجّتي نداري ؛ زيرا بسيار شنيدم كه میگفتي : هر علمي را از اهلش برگيريد و علم قرآن را در مدينه از ابو نُعَيم!
درباره قرائت بِسم الله از او پرسيدم ، مرا به آن فراخواند وگفت : شهادت میدهم كه آن جزو سبع المثاني [سوره حمد] است و خدا آن را نازل كرد .
نافع ـ از اطرافيان ابن عمر ـ از ابن عمر برايم حديث كرد كه وي هر سورهای را به بسمله آغاز میكرد و ابتدا آن را میخواند .[٦]
تأثير اين دو خط مشي بر فقها بعدها آشكار شد . از اين روست كه مالك (فقيه دربار) سوره را با بسمله شروع نمیكند ، امّا اسحاق مسيّبي به ثبوتِ آن از پيامبر و بعضي از اصحاب معتقد است .
شايان ذكر است كه غالب فقه اهل مدينه بر خلاف اهل بيت بود . امّا فقه اهل كوفه ، موافق اهل بيت بود . معروف است كه مالك موطّأ را به درخواستِ منصور عبّاسي نوشت ، منصور به او گفت :
اي ابا عبدالله ، اين علم را مُدوَّن ساز و از آن كتابهایی فراهم آور ،
[٦] . احكام البسملة: ٧٤-٧٥؛ سنن بيهقی ٢: ٤٨، حديث ٢٢٣٣ -