منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٤٧
نمیترسيم و صيد آنها را حلال نمیدانيم مگر اينكه شخص بتواند صيد را زنده بيابد و سر ببُرد ؛ چراكه در كتاب علي آمده است كه خداي بزرگ فرمود : وَما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ… ؛[٦٦٤] (و آنچه را درندگان آموزش ديده ، سگها به چنگ میآورند) خدا در اين آيه پرندگانِ شكاري را «كلاب» (سگان) ناميد .[٦٦٥]
امام باقر ١ بدان جهت با ترس فتوا میداد كه تحت فشارهاي ترور فكري اموي میزيست ؛ زيرا امويان به صيد با پرندگان شكاري مشهور بودند (چنان كه يزيد و غير او به اين كار دست میيازيد) و آن گاه كه در آغاز حكومتِ عبّاسيان ، اين ترس برطرف شد ، امام صادق ١ به تبيينِ حكمِ آن پرداخت و فرمود :
أمّا الآنَ فإنّا لا نخافُ ولا نُحِلُّ صيدَها إلّا أن تُدْرَك ذكاته فإنّه [٦٦٦]
امّا الآن ما بيم نداريم و شكار پرندگانِ شكاري (باز ، شاهين ، عقاب ، و ) را حلال نمیشماريم مگر اينكه زنده به دست آيند و تذكيه شوند .
با بررسي اين گزاره فقهي درمييابيم ادلهای كه در اين زمينه هست ، منحصر به حليّت صيدي است كه تازي (سگ آموزش ديده) شكار كند ، نصّ آيه همين است .
از ابي ثعلبه خُشَني و عدي بن حاتم طائي ، حليتِ خصوص آنچه را كه كلبِ مُعَلَّم صيد كند ، وارد شده است .[٦٦٧]
[٦٦٤] . سوره مائده (٥) آیه ٤ -
[٦٦٥] . فروع كافي ٦: ٢٠٧، باب صيد البزاة والصقور، حديث ١؛ تهذيب الأحكام ٩: ٣٢ -٣٣، حديث ١٣٠ (متن از اين مأخذ است)؛ الاستبصار ٤: ٧٣، باب ٦٤، حديث ٢٦٦ -
[٦٦٦] . همان .
[٦٦٧] . المغني ٩: ٢٩٢، كتاب الصيد والذبائح .