منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦
و نظرات خاص عبدالله بن مسعود و تجويزهای ابن عبّاس و سخت گيریهای ابن عمر را در آن مياور ، راه ميانه را برگزين و آنچه را ائمّه و صحابه (رضی الله عنهم) بر آن اجماع دارند گرد آور ، تا ما ـ ان شاء الله ـ مردم را بر علم و كتابهای تو واداريم و آنها را در شهرها منتشر کنيم و سويشان عهدنامه فرستيم كه با آن مخالفت نورزند و به سواي آن قضاوت نكنند .
مالك گفت : خدا امير را به سلامت دارد ، اهل عراق علم ما را نمیپسندند و براي نظر ما ارزشي قائل نيستند!
در حديث ديگر آمده است كه منصور به مالك گفت :
اي ابا عبدالله ، همه علم را يكي كن! مالك گفت : اصحاب پيامبر در شهرها پراكندهاند ، هركس در شهر خود نظري میدهد ؛ اهل مكّه بر يك قولاند و اهل مدينه قول ديگري دارند ، و اهل عراق نظرشان متفاوت است!
منصور گفت : هيچ حديثي را از اهل عراق قبول ندارم ، علم نزد اهل مدينه است ، اين علم را براي مردم بنويس .[٧]
فقه اهل مدينه ، به طور غالب ، بر خلاف فقه اهل بيت بود ، سخنانِ آلِ پيامبر اين مطلب را روشن میسازد . امّا فقه اهل عراق ـ هرچند با رأي و احاديثِ
[٧] . بنگريد به، وضوء النبي (المدخل): ٣٥٤ (به نقل از امام مالك: ١٣٣ و ترتيب المدارك: ٣٠-٣٣) و بنگرید به، الإمامه والسياسه ٢: ١٤٢؛ در اين مأخذ از مالك روايت شده كه گفت: به منصور گفتم: اهل عراق علم ما را نمیپسندند! ابو جعفر منصور گفت: با شمشير آنان را بر اين كار وامي داريم و پشت هايشان را ـ در اين راستا ـ با تازيانه پاره پاره میسازيم (ديباج المذهّب: ٢٥) .