منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤٢
وقايع پيش روي خود را ديد ، دخترش فاطمه كبرا را فراخواند و كتابي را كه چون طومار پيچيده بود ، به او سپرد [٤٣٨]
و در خبر ديگر آمده است :
كتابها نزد علی علیهالسلام بود . چون رهسپار عراق شد ، آنها را پيش اُمّ سَلَمه به امانت نهاد ، پس از شهادتِ امام علی علیهالسلام ، آنها نزد حسن ١ بود ، و سپس نزد حسين ١ و پس از آن نزد علي بن حسين [٤٣٩]
اين كتاب غير از كتابي است كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نزد اُمّ سَلَمه به امانت گذاشت و به او سفارش كرد كه آن را به جانشينِ آن حضرت بدهد با اين نشاني كه وي آن را از اُم سلمه بطلبد .
اُم سلمه از آن كتاب نگهداري میكرد تا اينكه مردم با امام علی علیهالسلام بيعت كردند . آن حضرت نزد اُمّ سَلَمه آمد و آن كتاب را خواست و اُمّ سَلَمه آن را به حضرت داد .[٤٤٠]
از علي بن حسين ١ نقل شده كه فرمود :
محمّد بن حنفيّه نزد حسين بن علی علیهالسلام آمد و گفت : سهمِ ميراثِ مرا از پدرم بده! امام حسين ١ فرمود : پدرت جز ٧٠٠ درهم ـ كه از عطاهايش زياده مانده بود ـ باقي نگذاشت (گفت : مردم چنين میپندارند و از من میپرسند و من ناگزيرم پاسخ دهم) .
گفت : از علمِ پدرم مرا عطا كن!
[٤٣٨] . اصول كافي ١: ٢٩٠، حديث ٣؛ مناقب آل اَبي طالب ٣: ٣٠٨؛ بصائر الدرجات: ١٦٨، حديث٩ -
[٤٣٩] . بصائر الدرجات: ١٨٢، الجزء الرابع، حديث ١؛ و ص١٨٧، حديث ٢٠ -
[٤٤٠] . مناقب آل ابي طالب ١: ٣١٧؛ بصائر الدرجات: ١٨٦، جزء رابع، حديث ١٦ و٢٣ -