منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٨
لَقَد عثرتُ عثرةً لا أَعْتَذِر سَوفَ أكِيسُ بعدها وأَسْتَمِرُّ
وأجمعُ الأمر الشَّتِيتَ والمُنْتَشِر
لغزشي كردم كه جاي جبران نماند! بعد از اين هوشياري میورزم ، و امور پراكنده انتشار يافته را گرد میآورم .
گفتيم : اي اميرالمؤمنين ، چرا اين چنين سخن میگويي؟
فرمود : محمّد بن ابي بكر را بر مصر گماشتم ، برايم نامه نوشت كه سنّت را نمیداند . نامهای برايش نوشتم و سنّت را در آن بيان كردم ، او كشته شد و اين نامه را گرفتند .[٤٣٠]
اين نقل تاريخي ، روشن میسازد كه امام علی علیهالسلام تا چه اندازه از تحريف سنّتِ نبوي به وسيله معاويه ، بيمناك بود . آن گاه كه باخبر شد نامه به دست معاويه افتاده است ، به شدّت اندوهگين گرديد و تأسّف خورد .
حضرت فاطمه زهرا٢
نزد حضرت فاطمه٢ كتابي وجود داشت كه آن را از پدرش گرفت .
در كتابهای اهل سنّت آمده است كه :
اُبَي بن كعب بر فاطمه ـ دختر محمّد ـ درآمد . آن حضرت بقچهای را بيرون آورد كه در آن كتابي بود [و این حدیث در آن دیده میشد] .
مَن كان يُؤمِنُ بالله واليَوْمِ الآخر ، فَلْيُحْسِن إلي جارِه ؛
هركه به خدا و روز آخرت ايمان دارد ، به همسايهاش نيكي كند .[٤٣١]
[٤٣٠] . الغارات ١: ٢٥١ ـ ٢٥٤ -
[٤٣١] . مكارم الأخلاق (خرائطي): ٤٣، رقم ٣١٧، چاپ قاهره، مكتبة الإسلام .