منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٩٥
در بحث ما بيشتر جهت دوم مد نظر است .
از سعد بن عبدالله اَشعري روايت است كه گفت :
احمد بن عبدالله بن خانِبَه كتابي را بر مولايمان ابو محمّد ـ حسن بن علي بن محمّد ـ صاحب العسكر ١ عرضه داشت ، امام ١ آن را خواند و فرمود : صحيح است ، بدان عمل كنيد .[٥٤٧]
اين كتاب را كه امام ١ صحّتِ آن را تأييد كرد ، مرجعِ عالمان براي تصحيح و توثيق مرويات قرار گرفت و به مقابله مدوّنات خود با اين كتاب پرداختند .
از حسن بن محمّد بن وَجْناء (ابو محمّد نَصيبي) نقل شده است كه گفت :
به ابو محمّد نامه نوشتيم و از آن حضرت خواستيم كه كتابي برايمان بفرستد يا چيزي بنويسد ، كه به آن عمل كنيم . امام ١ كتابِ عمل را برايمان فرستاد .
صفواني میگويد : من از روي آن يك نسخه نوشتم ، در مقابله با كتاب ابن خانِبَه ، حروف اندكي از آن زياده يا كم بود . [٥٤٨]
امام عسكري ١ براي آنان كتاب عمل را میفرستد كه به نظر میرسد مسائل اصلي و اساسي را در بر داشت ، و اين بدان معناست كه امام ١ به تدوين اهتمام فراواني داشت ؛ چراكه با وجود خود آن حضرت در ميان آنها ، اهميّتِ تدوين و گستردگي و فائده عمومي آن را ارج نهاد ، و براي آنان كتاب عمل را فرستاد .
[٥٤٧] . فلاح السائل: ١٨٣؛ شيخ يوسف بحراني در الحدائق الناضرة (جلد ١، ص٩) مینويسد: روايت شده كه كتاب عبيدالله بن علي حلبي بر امام صادق ١ عرضه شد، امام ١ آن را پسنديد و صحيح دانست؛ و كتاب يونس بن عبدالرحمان و كتاب فضل بن شاذان بر امام عسكري ١ عرضه شد، امام ١ اين دو كتاب را ستود .
[٥٤٨] . رجال نجاشی : ٢٤٤ (و در چاپ انتشارات اسلامی، ١٣٦٥، ص ٣٤٦، رقم ٩٣٥).