منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٠
هيچ كس سنّتِ ابوالقاسم را ترك نمیكنم!» ،[٢٥٢] «اين كار را پيامبر انجام داد ، او بهتر از عُمَر است» .[٢٥٣]
اين روايات ، ثابت میكند كه نقطه اوج اختلاف ، در بيانِ احكام بود و اصولي كه گروه حاكم بنيان گذاردند ؛ مانند اصل اجتهاد در شريعت ، قياس و
منع از نقلِ تفسيري فضائل اهل بيت و ادله امامت به همراه منع از نقل فقه و احاديث نبوي (و هر آنچه مكتب اهل بيت را استوار میساخت) از برنامههای اساسي خلفا به شمار میرفت . ماجراي زير بيانگر اين موضوع است .
از عبدالرحمان بن يزيد حكايت شده كه گفت :
سليمان بن عبدالملك ـ در زمان ولايت عهدياش ـ سال ٨٢ هجري عازم حج شد و به مدينه درآمد . مردم نزدش رفتند و او را خوشامد گفتند . وي به ديدنِ جاهايي رفت كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آن نماز گزارده بود و آنجا كه ياران اُحُد صدمه ديدند . در اين سير ، اَبان بن عثمان و عَمرو بن عثمان و ابوبكر بن عبدالله ، با او همراه بودند . او را به قُبا و مسجد فَضيخ و مَشربه اُمّ ابراهيم و اُحُد بردند . وي از ماجراهايي كه در اين مكانها رخ داده بود میپرسيد و آنان پاسخ میدادند .
سپس وي به اَبان بن عثمان دستور داد كه سيره پيامبر و جنگهايش را براي او بنويسد . ابان گفت : نوشتهام و آن را تصحيح شده از كسي كه اعتماد دارم برگرفتهام!
[٢٥٢] . صحيح بخاري ٢: ٥٦٧، حديث ١٤٨٨؛ مسند احمد ١: ١٣٥، حديث ١١٣٩ -
[٢٥٣] . سنن دارمي ٢: ٣٦ -