منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥٦
پديده تخطئه خليفه كه آشكارا در عهد عُمَر ـ نه ديگر خلفا ـ صورت میگرفت ، بيانگر اين است كه فتح بابِ «رأي رأيتُه» (رأي و فتواي من چنين است) به حدي رسيد كه جلوگيري از آن ممكن نبود .
عالم به احكام از سؤال بيم ندارد ، بلكه دوست میدارد پرسش شود تا پاسخ دهد . از امام علی علیهالسلام روايت شده كه فرمود : «سَلوني قبل أن تَفْقِدوني»[٢٤٧] (پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ، از من بپرسيد) امّا كسي كه از آثار علمي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تهي است ، از سؤال میترسد ، صَبِيغِ بن عِسْل را براي سؤالاتِ زيادش به تازيانه میبندد و او را به زندقه (بيديني) متهم میسازد .[٢٤٨]
[٢٤٧] . شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحديد) ١٣: ١٠١-١٠٦؛ مستدرک حاکم٢: ٣٥٢ -
[٢٤٨] . بنگريد به، الإصابه ٣: ٤٥٩، ترجمه ٤١٢٧؛ سنن دارمي ١: ٦٦، حديث ١٤٤؛ نصـب الراية ٣: ٣٢٤؛ تفسير قرطبي ١٧: ٢٩؛ الدرّ المنثور ٢: ١٥٢؛ فتح القدير ١: ٣١٩؛ تـاريخ دمشق ٢٣: ٤١١؛ كنز العمّال ٢: ٣٣٤ -
امام احمد در كتاب مسائل (جلد ١، ص٤٧٨، حديث ٨١) میگويد:
ابو عثمان نهدي روايت میكند كه مردي (از بني يربوع يا بني تميم) از عُمَر درباره الذَّارِيَاتْ، وَالْمُرْسَلاتِ، وَالنَّازِعَاتِ يا بعضي از آنها پرسيد . عمر به او گفت: سرت را برهنه ساز! در اين هنگام موي زيادي بر سرش نمايان شد . عمر گفت: بدان! اگر سرت را تراشيده میديدم، به خدا تو را میكشتم . سپس به اهل بصره نوشت كه با آن مرد رفت و آمد نكنند و هم سخن نشوند .
راوي میگويد: اگر ما صد نفر در يك جا جمع بوديم و او به طرفمان میآمد، پراكنده میشديم . اسم او صبيغ بن عسل بود . . .
در مقابل، حاكم نيشابوري به اسناد از ابو طفيل روايت میكند كه گفت: علي را بر منبر ديدم كه میفرمود: «پيش از آنكه مرا براي سؤال نيابيد از من بپرسيد، و پس از من، هرگز مانند مرا براي سؤال نخواهيد يافت! ابن كوّاء برخاست و گفت: اي اميرالمؤمنين معناي الذَّارِيَاتِ ذَرْواً چيست؟ فرمود: بادها .
پرسيد: الْحَامِلاَتِ وِقْراً چه؟ فرمود: ابرها .
پرسيد: فَالْجَارِيَاتِ يُسْراً چيست؟ فرمود: كشتي ها .
پرسيد: الْمُقَسِّمَاتِ أَمْراً كياناند؟ فرمود: ملائكه .
پرسيد: الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ كُفْراً وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ؛ جَهَنَّمَ چه كساني اند؟ فرمود: منافقان قريش .
حاكم میگويد: اسناد اين حديث صحيح است و بخاري و مسلم آن را نياوردهاند .
در بعضي مآخذ، اين حديث طولاني است و سؤالهای زيادي در آن مطرح شده است كه امام علی علیهالسلام به آنها پاسخ داد . براي آگاهي بيشتر میتوان به منابع زير مراجعه كرد: الاحتجاج١: ٣٨٦؛ نهج السعادة ٢: ٦٣١؛ جواهر المطالب ١: ٣٠٠؛ عمدة القاري ١٠: ١٩؛ تغليق التعليق: ٣١٨-٣١٩؛ كنز العمّال١٣: ١٥٩ ـ ١٦٢؛ الأحاديث المختاره ٢: ١٢٦، حديث ٤٩٤؛ مسند شاشي ٢: ٩٦، حديث ٦٢٠؛ تاريخ دمشق ٢٧: ٩٩؛ المعيار والموازنة: ٢٩٨؛ نظم درر السمطين: ١٢٦ -