منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٩
قرآن را برايش قرائت میكرد .
اين روايت را ابو حاتم آورده است .[٣٠٥]
آري ، دستاورد اين شوراي ظالمانه اين شد كه امر خلافت ، به عثمان و پس از او به معاويه و آن گاه به يزيد سپرده شد . چون معاويه صغير بر مسند خلافت پا گذاشت ، ستمي را كه در اين «شورا» بر اهل بيت شده بود ، حس كرد ، خطبه معروفي خواند و خود را از خلافت عزل كرد . راوي میگويد :
مروان بن حكم ـ كه پاي منبر بود ـ به او گفت : اي ابو ليلا ، آيا مقصودت سُنّتِ عُمَري است؟
معاويه صغير گفت : از من دور شو ، آيا دين فريبي میكني عُمَر هنگامي كه خلافت را به «شورا» وانهاد و آن را از كسي كه در عدالتش ترديدي نبود بازداشت ، نهايتِ ستم را به كار بست .[٣٠٦]
از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در خطبه وداع روايت است كه فرمود :
اي مردم ، عطاي سلطان را تا زماني كه غرض دنيوي در ميان نيست و براي رضاي خداست ، بستانيد! امّا آن گاه كه قريش براي فرمانروايي به جان هم افتادند و با عطا خواستند دين شما را بخرند (و شما را به كارهايي كه میخواهند وادارند) آن را واگذاريد .[٣٠٧]
[٣٠٥] . ذخائر العقبي: ٢٤٣ -
[٣٠٦] . سمط النجوم العوالي (عاصمي شافعي) ٣: ٢١٣ -
[٣٠٧] . سنن ابي داود ٣: ١٣٧، حديث ٢٩٥٨ -