منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٦
و پدر و برادرش را لعن و نفرين كرد؟!
در هر حال ، معاويه از پشتوانه عُمَر براي تقويتِ جايگاه خود استفاده كرد ، مؤيّد اين مطلب ، سخن معاويه به صَعْصَعة بن صُوْحان است كه گفت :
والله ، من در اسلام سابقهای دارم ، گرچه خوش سابقهتر از من هم بودهاند ، ليكن در اين زمان هيچ كس از من به كاري كه دارم توانمندتر نيست ، عُمَر اين را دريافت . اگر توانمندتر از من میيافت ، به من و غير من اعتنا نمیكرد . وانگهي كار بدعت و ناصوابي نكردهام كه كناره گيرم! اگر امير مؤمنان [عثمان] و جماعتِ مسلمانان عزلِ مرا صلاح میداند ، به من نامه بنويسد تا آن را واگذارم [١٦٢]
و نيز نامه معاويه در پاسخ به محمّد بن ابي بكر كه به معاويه نامه نوشت و فضائل حضرت علی علیهالسلام را برشمرد و در آن يادآور شد كه :
واي بر تو اي معاويه ، خود را با علي هم طراز میداني! در حالي كه علي وارث و وصي رسول و پدر فرزندانِ اوست ، و نخستين پيرو پيامبر و آخرين كس كه با او تجديد عهد كرد
معاويه در جواب نوشت :
در نامهات از حق پسر ابوطالب و سابقه او و خويشاوندياش و ياد كردی و برایم دلیل آوردی! با فضل ديگري بر من فخر میفروشي! خدا را سپاس كه اين فضيلتها را به تو نداد و نصيب ديگري ساخت .
من به همراه پدرت در زمان حيات پيامبر ، حقّ علي را بر خود لازم میديديم ، فضل او بر ما آشكار بود . چون خدا براي پيامبر آنچه را میخواست برگزيد ، وعدهاش را برآورد و دعوتش را آشكار
[١٦٢] . تاريخ طبري ٢: ٦٣٨؛ شرح نهج البلاغه ٢: ١٣٣؛ الكامل ٣: ٣٥ -