منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٩
صحابه بر جواز مخالفتِ رأي صحابه اتفاق دارند؟! ابوبكر و عُمَر كساني را كه با اجتهاد در برابر رأي آن دو مخالفت ورزيدند ، تخطئه نكردند ، بلكه در مسائل اجتهادي واجب ساختند كه هر مجتهدي از اجتهاد خويش پيروي كند .
بنابراين ، نبود ادله بر عصمت ، وقوع اختلاف ميان صحابه ، تصريح صحابه به جواز مخالفت با ايشان ، سه دليل قاطع براي عدم حجيّت قول صحابي است .[١٦٦]
استاد ابو زُهره میگويد :
حق اين است كه قول صحابي حجّت نمیباشد . خداي سبحان جز محمّد را سوي اين امّت برنينگيخت و ما جز يك پيامبر نداريم ، صحابه بعد آن حضرت ـ به طور مساوي ـ به پيروي شريعت آن حضرت در كتاب و سنّت ، مكلّفاند ؛ هركس قائل باشد كه در دين خدا جز كتاب و سنّت ، چيز ديگر حجّت دارد ، چيزي را بر زبان میآورد كه در دين ثابت نيست و از شريعتي سخن میگوید كه خدا بدان امر نكرد .[١٦٧]
دكتر حسين حاج حسن ، در اين زمينه ، سخن جالب و ظريفي دارد ، میگويد :
صحابه پيامبر مانند ديگر مردم ، بشرند ، دنيا و شاديهای آن بعضي را میفريبد و در رفتارشان ارزشهای اجتماعي اثر میگذارد
[١٦٦] . همان .
[١٦٧] . تاريخ المذاهب الإسلاميّة: ١٠٢ (به نقل از بحوث مع اهل السنّة: ٢٣٥؛ الشيعة هم أهل السنّة: ١٣٢) .