منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٣٦
چون اميرالمؤمنين ١ به كوفه درآمد و به امام حسن ١ دستور داد كه ندا كند كه : «در ماه رمضان نماز [نافله] در مسجد به جماعت جايز نمیباشد» امام حسن ١ اين كار را كرد . مردم چون سخن آن حضرت را شنيدند ، فرياد برآوردند كه : «وا عُمَراه ، واعُمَراه!» (واي! سنّت عمر از ميان رفت!) چون امام حسن بازگشت ، اميرالمؤمنين ١ پرسيد : اين صدا چيست؟ آن حضرت پاسخ داد : مردم بانگ میزنند كه : «وا عمراه! وا عمراه!» امام علی علیهالسلام فرمود : بگو نماز گزارند .[٢١٣]
از اين دو حديث ، چند نكته به دست میآيد :
يك : سنّتهایی از سوي خلفا تشريع شد كه حضرت علی علیهالسلام آنها را برنمي تافت ؛ چراكه بر خلاف سنّت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود .
دو : امام ١ كوشيد اين سنّتها را برچيند ، ليكن نتوانست بسياري از آنها را از ميان بردارد ؛ زيرا جريانِ قدرتمندي از عُمَر حمايت میكرد و پيرو اجتهادات و نظرات او بود .
سه : اختلاف ميان حضرت علی علیهالسلام و عمر ، در موضوع خلافت ـ به تنهايي ـ منحصر نشد ، بلكه فقه و شريعت را نيز دربر میگرفت .
قائلان به حجيّتِ رأي و اجتهادات صحابه ، با نقل حديث از پيامبر و تدوين سنّت آن حضرت مخالف بودند و اجتهادات ابوبكر و عمر را بر هر چيزي ترجيح میدادند ؛ زيرا چنين میپنداشتند كه آنان اسرار احكام را دريافتهاند و روح تشريع را میشناسند .
و امّا هواداران مكتب تعبّد محض ، در برابر تهديداتِ اينان میايستادند ، فقه
[٢١٣] . تهذيب الأحكام ٣: ٧١، حديث ٢٢٧ -