منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٦
برخاستن از ركوع (واين ، مذهب جمهور است) .
امّا اصحاب مذهب دوم ـ كه قائلاند مخالفت صحابي با روايت خودش آن را از اعتبار میاندازد ـ عمل عبدالله بن عُمَر را ملاك قرار میدهند كه همان بلند كردن دستها فقط در هنگام شروع نماز است ، و عمل به حديث را رها میكنند (و اينان اكثر حنفيهاند) .
جَصّاص در الفصول میگويد :
اين که ابن عمر دستها را در نماز بالا نمیبرد ، با اين که خودش از پيامبر آن را نقل میکند ، گويای اين است که وی نسخ حديث را دريافت وگرنه آن را ترك نمیكرد ؛ چراكه بر صحابيای مثل او ، روا نيست اين گمان به ذهن آيد كه با سنّت پيامبر ـ كه خود روايت كرد و جاي تأويل در آن نيست ـ مخالفت ورزد .
اكثر حنفيان به مثل آنچه ابوبكر جَصّاص گفته است ، جزم دارند و بر اين باورند كه : با مخالفت ابن عمر با اين حديث (كه خودش آن را روايت میكند) میتوان دريافت كه نسخِ آن ثابت شده است .
از آنان است ابو زيد دَبُوسي در الأسرار في الأُصول والفروع ، سِجِسْتاني در الغنية في الأُصول ، سرخسي در اصولش ، كمال بن همام در التحرير ، عبدالعزيز بخاري در كشف الأسرار ، اَمير بادشاه در تيسير التحرير ، ابن اَمير الحاج در التقرير والتحبير ، نَسَفي در كشف الأسرار و ملاجيون در نور الأنوار شرح المنار .
و بعضي از حنفيه گفته اند : چون ابن عُمَر با حديثي كه خودش روايت میکند ، مخالفت میورزد ، اين حديث اعتبار ندارد و نمیتوان به آن احتجاج كرد (و نگفتهاند كه آن منسوخ است) ؛ مانند