منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٥
[احاديث پيامبر و سنّتِ آن حضرت] از ميان امّت اسلام ، رخت بر بسته بود .
پيداست كه چنين سنّتي نمیتوانست اطمينانآور باشد ؛ زيرا در فضايي تدوين شد كه جعل حديث رواج داشت و تعصّباتِ قومي بر آن حاكم بود .
پوشيده نماند كه وجود بعضي از احاديثي كه خط مشي عمومي حاكم ، آنها را خوش نداشت ، بيانگر خلوص نيّت تدوينگران و تلاش آنها براي حفظ شريعت نمیباشد ، بلكه شاخص امتداد دو مكتب در عهد آنها و وجود كساني است كه مدافع سنّت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بودند .
زيرا تحريف حكومتي نمیتوانست در برابر جريان فكري بزرگ و اصيل مقاومت كند ؛ چراكه قرآن و روايات ديگر ، جاهايي را كه گروه حاكم دچارِ لغزش میشدند و خلط میكردند ، روشن میساخت ؛ و صحابيان پرهيزگار و اهل منطق سليم ، در برابر خلطِ آنها میايستادند .
از اين روست كه احاديث «مكتب تعبّد» را در صحاح و مسانيدي میيابيم كه پيروانِ «مكتب رأي و اجتهاد» تدوين كردند .
علي رغم همه شرايط دشوار و فضای ابهام آلودی كه وجود داشت ، اين روايتها در فقه مسلمانان راه يافت . شمول و گسترش آنها در بيشتر ابواب فقه ، از دو خط مشي فكري خبر میدهد : يكي به رأي فرا میخواند و بر طبق اجتهاد صحابه فتوا میدهد ، و ديگري به نصوص و آنچه در كتاب و سنّت هست ، عمل میكند (نه چيز ديگر) .
در كتاب تقييد العلم آمده است :
به ما خبر داد صالح بن كيسان ، گفت : من و زُهْري همراه شديم تا علم [دين] را به دست آوريم ، گفتيم : سُنَن را مینويسيم! آنچه را از پيامبر رسيده بود نوشتيم .
سپس او گفت : آنچه را از اصحاب پيامبر رسيده است مینويسيم ،